ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٤ - شناخت در سه قطعه از زمان گذشته و حال حاضر و آينده
از وحىهايى كه به پيامبران ديگر نازل مى شود ، تضادى نداشته باشد . مگر اختلافى كه بجهت موقعيتهاى شخصى پيامبران ايجاب نمايد . بنظر مى رسد شناخت ناشى از وحى يك حقيقت است كه با نظر به گيرندگان وحى تنوع پيدا مى كند . در قرآن مجيد گيرندگان متنوعى براى وحى تذكر داده شده است كه حتى شامل جمادات هم مى شود . نهايت امر اينست كه وحيى كه براى پيامبران نازل مى شود ، بجهت عظمت گيرندگى آنان و بجهت عظمت هدفى كه از وحى منظور مى شود [ كه عبارتست از شكوفا ساختن همهء ابعاد انسانها و وارد كردن آنان به قلمرو « حيات معقول » ] بالاتر و با عظمتترين وحىها است .
شناخت در سه قطعه از زمان : گذشته و حال حاضر و آينده اختلاف شناخت در سه قطعه از زمان ( گذشته و حال حاضر و آينده ) را از دو جهت بايد مورد بررسى قرار داد : جهت يكم - خود پديدهء شناخت و جهت دوم - واقعيت شناخته شده .
جهت يكم - بنظر مى رسد كه شناختهائى كه در بارهء واقعيات در ذهن آدمى بروز ميكنند ، با گذشت زمان ، موضوعيت خود را از دست مى دهند و آنچه كه در خاطره مى ماند ، خود آن واقعياتى است كه مورد شناخت ما قرار گرفته بودهاند . بعنوان مثال : ما در گذشته يقين پيدا كرده بوديم كه هر عدد زوج قابل قسمت به دو عدد مساوى همديگر ميباشد . امروز اين اصل رياضى در مغز ما وجود دارد و هر لحظه بخواهيم مى توانيم از آن بهره بردارى نمائيم ، ولى توجهى به زمان آن شناخت يقينى كه پيدا كرده بوديم ، نداريم . مواردى كه خود پديدهء شناخت در گذشته مى تواند مورد دقت قرار بگيرد ، آن موارديست كه در حال حاضر مى توانيم شناخت ديگرى را بر مبناى آن استوار بسازيم . از مختصات شناخت در زمان گذشته اينست كه اگر واقعيات شناخته شده ، تحقق يافته و در زنجير حوادث بگذشته خزيده باشند ، مانند اين كه در حال حاضر آن