ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - عنصر يكم - تقليد كننده
حقيقت را در قلمرو تعليم و تربيت از دو ديدگاه علمى و عملى گوشزد كنند كه تقليد يك پديدهء ثانوى است ، و خلاف اصل در شناختها است ، اگر چه با نظر به محدوديت عمر آدمى و وسايل درك او و نا محدوديت دانستنىها و شناختنىها ضرورى گشته است . اكنون مى پردازيم به بررسى مشروح عناصر پنجگانهء تقليد :
عنصر يكم - تقليد كننده گفتيم كه عنصر تقليد كننده عبارتست از انسانى كه پديده اى را كه براى او مطلوب جلوه كرده است ، از شخص ديگر مى گيرد و در خود منعكس مى سازد و آنرا مى پذيرد . مسلم است كه گرفتن و انعكاس و پذيرش ، پديدههاى بسيطى نيستند و هر يك از آنها داراى انواع يا مراتبى مى باشند . مانند گرفتن ناقص ، گرفتن كامل ، مثلا كسى هست كه فقط بعدى از امتياز مطلوب را تقليد ميكند ، در صورتى كه كسى ديگر مى تواند ابعادى از آن امتياز را بگيرد و منعكس كند و يا بپذيرد . بعضى اشخاص گمان ميكنند كه تقليد فقط كار عاميان محروم از هر گونه شناخت است ، لذا وقتى كه اين كلمه بكار مى رود : « مقلد » آنچه كه هيچ بنظر نمى رسد ، اينست كه حتى گروهى فراوان از مشاهير تاريخ معرفت بشرى مشمول همين كلمهء تقليدند ، يعنى گمان مى رود در ميان مشاهير فلسفه و تفكر و معرفت ، مقلد پيدا نمى شود ، در صورتى كه ما با شخصيتهاى فراوانى از پيشتازان شناختها و فلسفهها روياروى مى شويم كه حتى خودشان اعتراف ميكنند كه من اين مطلب يا اين مطالب را از فلان فيلسوف يا متفكر گرفتهام .
يكى از شعراى حكيم جامعهء خودمان مى گويد :
< شعر > كاش دانايان پيشين باز گفتندى تمام تا خلاف نا تمامان از ميان برخاستى < / شعر > گويندهء اين بيت اگر چه صريحا نمى گويد كه آيندگان از گذشتگان تقليد ميكنند ، اما اين حقيقت را بى پرده مى گويد : آيندگان مى توانند با دقت در تراوشهاى فكرى گذشتگان ، واقعيتهاى