ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - تقليد ناشى از جاذبيت قالبهايى كه واقعيتها بوسيلهء آنها منعكس ميشوند
تشديد ميكند . اين واقعيات گاهى از سنخ مفاهيم سياسى است مانند آزادى كه ممكن است در هر قالبى كه ريخته شود و با هر هدفى كه مطرح گردد و با هر تفسير و توجيهى كه بكار برده شود ، در ذهن آدمى منعكس و مورد پذيرش بيچون و چرا واقع گردد ، در اين موارد است كه يكه تازان شهرت طلبى و مقام پرستى و مال دوستى وارد ميدان عمل ميشوند و شناختهاى تقليدى محض را در مغزهاى ساده لوحان وارد مى سازند و به مقاصد خود مى رسند . و ممكن است آن واقعيات از سنخ مفاهيم علمى بوده باشد ، مانند اصطلاحات جامعه - شناسى و روانشناسى و غيره كه مى توانند مغزهاى ساده لوحان و دانش پژوهان تازه كار را بدنبال خود بكشند ، بدون اين كه معانى واقعى و دلايل و انتقادهايى را كه بر آنها وارد است درك كنند . فقط كافى است كه بكار بردن آن اصطلاحات ، بيان كنندهء روشنفكرى و اطلاع آنان از حقايق جديد بوده باشد .
ج - قالب گيرىهايى كه نشان دهندهء آرمانهاى يك جامعهء پيروز و يا داراى ضربههاى شكننده تفكرات و مقاومت حريف بوده باشد . مخصوصا اگر گوينده از هنر طنزگوئى هم برخوردار بوده باشد . نوشتههاى امثال سارتر و راسل چه در قلمرو علم و معرفت و چه در مسائل اجتماعى و سياسى پر از اين گونه قالب گيريها است . خودباختگانى هستند كه بمنزلهء پل انتقال فرهنگهاى اقوياء بر جوامع متوسط و معمولى دست به كار ميشوند . مى توانند با اين نوع قالب گيريها و جمله بنديها قدرت تفكر را از مغز مردم اين گونه جوامع سلب كنند و يا آنرا تضعيف و سپس بطرف آرمانهاى اقويا بكشانند . در دوران ما كه صنعت در مغرب زمين بقدر قابل ملاحظه اى پيشرفت نموده است ، با چنين پديده اى روبرو هستيم ، بعنوان مثال : شما اگر بخواهيد بر تفكرات طرف غلبه كنيد ، مى توانيد با چند عدد اصطلاح غربى مانند اپورتونيست بجاى ( فرصت طلب ) ، رآل بجاى ( واقع و واقعيت ) پروسه ( بجاى يك جريان منظم ) سوبژكتيو بجاى ( ذهنى ) اوبژكتيو بجاى ( موضوعى ) كنسيانس ( بجاى خود هشيارى )