ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - شرط عدالت تقليد شونده در شناختها و عملهاى تقليدى
ندارد ، چون آن علوم با موضوعات و روابطى سر و كار دارد كه راست و دروغش قابل مشاهدهء عينى است . در صورتى كه موضوعات علوم انسانى با عبور از خطوط پيچا پيچ و داشتن منحنىهاى ابهام انگيز ، با ابعاد متضاد ، قابل تفسير و توجيههاى متنوع ميباشد . همهء اينها يك طرف و پديدهء آزادى در انتخاب راهها و امكان جانشين ساختن موضوعى بجاى موضوع ديگر ، از طرف ديگر مى تواند همهء نتايج و محصولات مسائل انسانى را در امكان و عدم ضرورت متزلزل ساخته و قابل دخالت و تصرف نمايد . بعنوان مثال يك پديدهء انسانى بنام سياست مى تواند صدها موضوعات و روابط گوناگون انسانى را جابجا نموده ، از ضرورتها ، امكانها بوجود بياورد و امكانها را بجاى ضرورتها مصرف نمايد .
همچنين براى نشان دادن اهميت غريزهء جنسى ، با بازيگريهاى ذهنى حتى انگشت مكيدن كودك را مستند به خواست غريزهء جنسى نموده ، تدريجا ترقى كرده غريزهء جنسى را عامل محرك و زير بناى همهء موجوديت انسانى معرفى نمايد و با اين تصرفات و بازيگريها تغييرات ضد واقع در هويت انسانى بوجود بياورد . اين تغييرات مستند به انعطاف و تلقين پذيرى انسانها است كه با دو بعد مثبت و منفى مشغول فعاليت است : بعد مثبت عبارتست از انعطاف و پذيرش واقعيتهاى صحيح و بعد منفى آن عبارتست از تلقين پذيرى آدمى از هر سخن عرضه شده بوسيلهء عرضه كنندگان ماهر و صحنه ساز كه از كوهى كاهى مى سازند و كاهى را بزرگتر از كوه مى نمايند .
عنصر سوم - شرط اساسى تقليد در هر پديده و حقيقتى ، عبارتست از مطلوب جلوه كردن آن
عنصر سوم - شرط اساسى تقليد در هر پديده و حقيقتى ، عبارتست از مطلوب جلوه كردن آن آن گفتار و كردار و اخلاق و انديشه مورد تقليد قرار مى گيرد كه مطلوب بوده باشند و مطلوب جلوه كردن اين امور بر دو قسم است :
قسم يكم - مستند به تقليد كننده است .
قسم يكم - مستند به تقليد كننده است .
در اين قسم بدانجهت كه مطلوبيت مستند به درك و دريافت خود تقليد كننده است ، تا حدودى دليل فهم و شعور