ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - قسم دوم - مطلوبيت پديدهء مورد تقليد مستند به خود تقليد كننده نبوده
يا براى آنكه آن رشته يك استاد خوب دارد و مى خواهم در درسهاى او شركت كنم ، يا براى آنكه رشتهء ساده ايست . اين پاسخها چنانكه ملاحظه مى شود ، هيچ يك از آنها مطلوبيت درك واقعيت را از روى فهم و شعور به ميان نمى آورد .
بلكه آنها مطالب و هدفهائى هستند كه يا از روى تقليد محض ، مطلوب واقع شدهاند و يا بر مبنائى كاملا سست و بى اساس پى ريزى گشتهاند . اكنون كمى بالاتر برويم و با اساتيد و آموزندگان به مصاحبه بپردازيم . گروهى از اينان در برابر نخستين سؤال ما كه شما چه اندوختهايد و كدامين واقعيتها را به دانش پژوهان جامعه منتقل مى سازيد اين پاسخ را خواهيم شنيد : ج - بچهها نان مى خواهند و من ساليان عمرم را براى تحصيل اين مقام سپرى كردهام كه با دلى آسوده حقوقى را بدست بياورم و معيشت با رفاه و آسايش داشته باشم علم يعنى چه تحقيق چيست صاحبنظر شدن چه معنا دارد و توليد مثل از راه معرفت بمن مربوط نيست سؤال ما با اين گروه در همين جا قطع مى شود . سراغ گروههاى ديگرى از آموزندگان را مى گيريم .
س - آقايان ارجمند شما چه مى كنيد ج - ما در رديف اساتيد و آموزندگان جامعه قرار گرفتهايم . ما در دوران جوانى مشاهده كرديم كه استادى يك مقام چشمگير در جامعه است ، لذا به انواع مشقتها و تلاشها تن در داديم و به اين مقام رسيديم س - بسيار خوب ، عرض ميكنم : حالا چه مى كنيد ج - تدريس مى كنيم .
س - چه تدريس مى كنيد و چگونه تدريس مى كنيد اين سؤال بىمورد است ، زيرا معلوم است كتابهايى را كه رسما در دانشگاههاى دنيا مورد تدريس و يا مورد پذيرش قرار گرفتهاند ، تدريس مى كنيم و آن كتابها مطالب درستى دارند ، زيرا ديگر اساتيد آنها را تصديق كردهاند اما اين كه مى گوئيد چگونه تدريس مى كنيم ما مطلب را بيان مى كنيم ، دانشجويان