ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٥ - شناخت در سه قطعه از زمان گذشته و حال حاضر و آينده
واقعيات را با چشم خود مى بينيم ، يقينى و غير قابل ترديد تلقى مى نمائيم و كمترين ترديدى در تحقق آن رويدادها به ذهن خود راه نمى دهيم . آفتاب كه ديروز بر كرهء زمين تابيده و آثارى از خود گذاشته است . هيچ گونه قابل ترديد نبوده و احتمال خلاف بهيچ وجه بحادثهء مزبور راه ندارد . گوئى حادثهء مزبور جزئى غير قابل تفكيك از ذات ما گشته است ، در صورتى كه شناخت ما در بارهء واقعيتهاى حال حاضر و آينده چنين نيست ، زيرا رويدادى كه در حال حاضر بوقوع مى پيوندد و يا در آينده وقوع خواهد يافت ، بدانجهت كه درك هيچ حادثه اى مجرد از هر گونه اجزاء و روابط آنها در جهان هستى و بدون دخالت موضع گيرى ما در شناخت آن حادثه ، امكان پذير نيست ، لذا ما آن شناخت يقينى را كه در بارهء تحقق يافتهها بدست مى آوريم ، در بارهء حوادث حال و آينده نمى توانيم تحصيل كنيم ، زيرا اجزاء و روابط آنها در جهان هستى هر اندازه هم كه براى ما نمايش سيستم بسته باشند ، باز بدانجهت كه در واقع داراى سيستم باز مى باشند ، لذا همواره احتمال خلاف محاسبات در حوادث آينده ، اگر چه خيلى نا چيز باشد ، احتمال منطقى است .
شناخت ما به روياروئى آفتاب با كرهء زمين در ديروز ، با شناخت ما به روياروئى آفتاب با كرهء زمين در فردا متفاوتست . زيرا در ما فوق قوانين علمى محض كه زاييده شدهء موضع گيرى ما در يك مجموعهء معينى است ، احتمال وقوع يك رويداد كيهانى كه موجب دگرگونى در منظومهء شمسى ما باشد ، چنانكه گفتيم يك احتمال منطقى ولى فوق قوانين علمى است .
و مى توان گفت : خود قانون علمى هر اندازه هم كه يقينى باشد ، باز در واقع مشروط به شرائط معينى است كه در صورت فقدان يكى از آنها ، از جنبهء علمى ساقط مى گردد . آيات فراوانى در قرآن مجيد ، جريان مستمر حوادث طبيعى و انسانى را به مشيت متجدد و مستمر خداوندى نسبت مى دهد . مانند : ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ) [١] ( و هيچ چيزى
[١] الحجر آيه ٢١ .