ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - تأثير فعاليتهاى قلب و ركود آن در شناخت و عمل گرديدن
تأثير فعاليتهاى قلب و ركود آن در شناخت و عمل گرديدن در برابر عقل كه آيات فراوانى در قرآن مجيد آنرا مطرح كرده است ، سه موضوع ديگر كه در درون انسانى از اهميت حياتى برخوردارند بنام « قلب » در ١٣٢ آيه و « صدر » در ٤٤ آيه و « فؤاد » در ١٦ آيه در قرآن وارد شده است .
پيش از بيان آيات مربوطه مقدمه اى را كه بازگو كننده هويت و ارزش سه موضوع مزبور در علوم مربوط به روانشناسى امروزيست متذكر مى شويم : در روانشناسى امروزه ، دل و فعاليتهاى آن بطور جدى و بعنوان موضوعات علمى مطرح نمى شود .
اين بى اعتنائى معلول دو مسئله است : مسئله يكم - امكان ناپذير بودن توزين و بررسىهاى عينى در فعاليتهاى سه موضوع : مانند توزين و بررسىهاى عينى در نمودهاى فيزيكى . در ص ٩٢ از كتاب [ انديشههاى فرويد تاليف ادگارپش ] اين عبارت را مى خوانيم كه فرويد مى گويد : « من همواره از طرح مسائل غير قابل توزين احساس ناراحتى در خود مى نمايم » چنانكه در مباحث گذشته اشاره كرديم اين شخص كه متفكر ناميده شده و همهء نيروهاى مغزى و روانى مردم قرن بيستم را متوجه اسافل اعضاء نموده و بقول مولانا :
< شعر > جز ذكر نى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او < / شعر > با عقدهء روانى تباه كننده كه در عبارت فوق اعتراف به آن نموده است ، نه عقل مى شناسد و نه صدر و قلب و فؤاد و نه لب و نه صدها فعاليت واقعى آنها را گويا كسى نبود در آنجا كه به فرويد و هم پياله هايش بگويد كه لذت و الم و عاطفه و تجسيم و اراده و تصميم و تداعى معانى و تخيلات و دهها امثال اين پديدههاى روانى هم قابل توزين و بررسيهاى عينى فيزيكى نيستند ، پس آن موضوعات هم علمى نمى باشند بهر حال تا كنون هيچ دليل علمى ديده نشده است كه اثبات كند كه انسان را بايد با قيچى دو قسمت كرد : يك قسمت آنرا كه عبارتست از