ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - رجوع به عالم ، ضرورت دارد
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجه يكم - تعميم شناخت براى همهء انسانهاى جامعه
نتيجه يكم - تعميم شناخت براى همهء انسانهاى جامعه چه بطور مستقيم كه با ارتباط مستقيم حواس و ذهن با واقعيات امكان پذير مى گردد و چه بطور غير مستقيم كه بوسيلهء تعليم و تربيتها و ارشاد و كتاب و غير ذلك صورت مى گيرد . نكتهء بسيار با اهميتى كه در اين آيات و ديگر آيات مربوطه وجود دارد ، اينست كه ضرورت تحصيل شناخت مخصوص به دوره اى مخصوص از زندگى و يا گروهى خاص و يا موقعيتى معين در زندگى نبوده و براى همهء دورانهاى عمر و همه افراد و گروهها و موقعيتها عموميت دارد . اين است روشنترين دليل الهى بودن دين اسلام كه با اين كه بانى آن درس ناخوانده و خط ننوشته و استاد نديده بوده است . اين گونه از دانش و معرفت حمايت نموده و با شرط توانائى و امكان بعنوان وظيفهء لازم براى همهء مسلمين تعميم بدهد . با اين تحريك و تشويق جدى مى توان گفت : « حيات معقول » از ديدگاه اسلام بدون معرفت و شناخت در حد امكان ، قابل تحقق و عملى نخواهد بود . اين مكتب كجا و آن مكتبها و نظامهاى بشرى كجا كه معرفت و شناخت را جز براى آماده كردن مردم جامعه براى يك زندگى قالب ريزى شده ، مطلوب نمى دانند .
نتيجه دوم - جامعهء اسلامى يك جامعهء « حق محورى » است
نتيجه دوم - جامعهء اسلامى يك جامعهء « حق محورى » است و مردم بايد بالضروره و در همهء شئون زندگى خود با حق و بر حق باشند . بنا بر اين شناختهايى كه در جامعهء اسلامى بوجود مى آيد و بوسيلهء تعليم و ديگر وسايل انتقال به ديگران منتقل مى گردد ، حتما و بالضروره بايد مطابق واقعيت كه حق است بوده باشد . در نتيجه ، خيالبافى و پندارگرايى و باطل پرورى و شطرنج بازى مغزى نمى تواند موضوعى صحيح براى شناخت بوده باشد . و همچنان كه در آيات مربوط به تقليد در اصول حياتى انسانها خواهيم ديد كه شناخت واقعى در اسلام تلقى نمى شود . هدف گيريهاى باطل و خود نمايىها و تيز كردن اسلحهء يكه تازان تنازع در بقاء ضد حق مى باشند ، لذا شناختهاى