ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - مراحل تجسيم
مسئلهء يكم - ما در مباحث شناخت در اين كتاب با انواعى از شناختها و ابعادى از آنها روبرو شديم و ديديم كه پديدهء شناخت يك پديدهء سادهء ذهنى نيست كه با چند كلمه و جمله واقعيت و ابعاد و انواع آنرا درك كنيم ، و ديديم كه اين پديده پيچيده تر از آنست كه پژوهندگان ابتدائى مى پندارند كه مى توانند با خواندن يك مقاله يا يك كتاب ، يا مطالعهء مستند به اصول پيش ساختهء مكتبها از عهدهء فهم اين پديدهء متنوع و داراى ابعاد زياد برآيند . مخصوصا با در نظر گرفتن اين اصل كه تحقيقات مربوط به پديدهها و ابعاد انسانى همواره از تأثرات رسوب شده در درون كه بصورت عامل فعال ، تفكرات محقق را توجيه مى نمايد ، تكيه بر اظهار نظرها با استناد به شخصيت چشمگير صاحب نظر ممكن است بسيار منحرف كننده باشد . آن متفكرى كه اطلاعى از شناختهاى زيبائى ندارد ، يا يك تأثر خاصى در برابر نوعى از زيباييها دارد ، نمى تواند واقعيت شناخت را در قلمرو زيباييها درك و ابراز نمايد . كسى كه طعم دريافتهاى عرفانى مثبت را ندارد ، يا در برابر آنها حساسيت دارد ، بهيچ وجه نمى تواند درك و قضاوت صحيح در بارهء آنها داشته باشد .
مسئلهء دوم - منظور از واقعيت ممكن است چند چيز بوده باشد : الف - وجود « شيئى براى خود » ، ترديدى نيست در اين كه هر گونه پديده و جريانى كه در ذهن آدمى بوجود مى آيد ، واقعيتى است كه نمودار گشته است اگر چه بى اساسترين خيالات و توهمات بوده باشد . تخيل يك انسان در ذهن كه يك چشم ميان پيشانى دارد و يك چشم روى ناف شكمش يك پديدهء ذهنى است كه نمودار گشته است ، اگر چه از واقعيت عينى برخوردار نيست . همچنين توهم داشتن عالى ترين مقام اجتماعى در ذهن يك فرد معمولى ، يك پديدهء درونى است كه بوجود آمده است ، هر چند كه هيچگونه واقعيت بيرون از ذهن و درون توهم كننده ندارد .
ب - ممكن است منظور از واقعيت ، داشتن هويت مفيد بوده باشد ، در