ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - شناختهاى حدسى
با حدس قابل تحليل بهر يك از واحدهاى هوش و معلومات و ذوق نبوده و نمى توان سهم هر يك از آنها را در واقعيت دريافت شده بطور دقيق معين نمود .
قسم دوم - حدس مطابق با بعضى از واقعيت ، گاهى حدسهائى كه مى زنيم ، با مقدارى از واقعيت نه كل مجموعى آن ، مطابقت پيدا ميكند .
مثلا در بارهء مقاومت يك جامعه در مقابل ستمگرى چنين حدس مى زنيم كه آن جامعه تا ريشه كن شدن ستم مقاومت خواهد كرد ، ولى بعدها معلوم مى شود كه مقاومت جامعه تا اندازهء معين و محدود بوده و تا ريشه كن شدن ستم ادامه نداشته است .
قسم سوم - حدس مطابق با واقعيت ولى با كيفيتى ديگر ، مانند اين كه حدس ما در بارهء مقاومت جامعه چنين بوده است كه جامعهء مزبور بدون رهبر سياسى مقتدر مى تواند مقاومت نمايد ، ولى عملا چنين اتفاق نيفتاد ، بلكه بوسيلهء رهبرى كه در اثناى تكاپوى جامعه بروز نمود ، مقاومت جامعه را به نتيجه رسانيد . بر خلاف بعضى كه گمان مى كنند حدس نوعى از پيش بينى بوده و نمى تواند به رويدادهاى گذشته متعلق شود ، مى توان گفت : حدس در كشف علل و معلولات و رويدادهاى گذشته نيز مى تواند نفوذ نمايد . بعنوان مثال : در بارهء قيام يكى از علويون در دوران بنى عباس ، مسائل متعددى بعنوان دلايل آن قيام مطرح مى شوند ، يك محقق هشيار با نظر به معلومات لازم و كافى در تاريخ اسلام در دورهء بنى اميه و بنى عباس ، با نظر به ريشهها و انگيزههاى اصلى قيام و شواهد و دلايل رضايت بخش ، به اين نتيجه مى رسد كه چون همواره ستمگرى دو سلسلهء مزبور ، نهضتها و قيامهايى را بوجود مى آورد ، بنا بر اين قيام علوى مورد بحث و تحقيق نيز به انگيزگى دفع ستمگرى بوده است ، اگر چه اين استنتاج بطور مستقيم مستند به آن شواهد و دلايل نبوده باشد . نكتهء بسيار حساسى كه در اين پديده بايد مورد توجه قرار بگيرد ، اينست كه ممكن است اطمينان حاصل از اين شناخت ، بقدرى زيادتر از