ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - شناخت واقعيات با تكبر و خود محورى سازگار نيست
با تكبر و نخوت روى مى گردانيد ، گوئى آن آيات را نشنيده است ، گوئى در گوشهايش سنگينى وجود دارد ، او را به عذابى دردناك بشارت بده ) ٨ - ( قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ . مُسْتَكْبِرِينَ بِه سامِراً تَهْجُرُونَ ) [١] ( آيات من بر شما تلاوت مى شد و شما به عقب بر مى گشتيد در حالى كه به تلاوت آيات من تكبر مى ورزيديد و به افسانه گوئى و هذيان بافى مى پرداختيد . ) نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است در شش آيه از آيات فوق تكبر و خود محورى تبهكاران در برابر آيات الهى مطرح شده است . براى درك اين نتيجه مجبوريم معناى آيهء الهى [ كه جمع آن آياتست و در قرآن در موارد فراوان آمده است ] را تا حدودى مشروحا بررسى كنيم :
معناى آيه و آيات الهى چيست
معناى آيه و آيات الهى چيست ترديدى نيست در اين كه مقصود از آيات الهى ، آن نمودهاى عينى عالم طبيعت نيست كه همگان در همهء شرايط ذهنى و حسى مى توانند با كيفيتها و كميتهاى مختلف با آنها ارتباط برقرار نمايند . درختان و گلها و آبها و كوهها و جانداران و ستارگان و معادن چيزهائى هستند كه ما بوسيلهء حواس با آنها رابطه برقرار مى كنيم و چنان نيست كه در سطوح آشكار آنها نمودى بعنوان آيه مانند رنگ و شكل و طعم وجود داشته باشد و ما با آن نمود همان تماس و ارتباط را برقرار كنيم كه با رنگ و شكل و طعم آن موجودات . آنچه كه موجودات جهان طبيعت و جريانات آنها را بعنوان آيات الهى اثبات ميكند ، يعنى چهرهء آيات بودن آنها را براى ما مى نماياند ، دو حقيقت است :
[١] المؤمنون ٦٧ .