ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٥ - تفسيرى در بارهء دل و ابعاد آن
٤٢١ - دل هر جائى - < شعر > چو هر ساعت از تو بجائى رود دل به تنهائى اندر صفائى نبينى < / شعر > سعدى ٤٢٢ - هر چه در دل داشتن گفتن .
٤٢٣ - هشيار دل بيدار ، هوشمند .
٤٢٤ - همدل رفيق واقعى - < شعر > « هين غذاى دل طلب از همدلى رو بجو اقبال را از مقبلى » < / شعر > مولوى ٤٢٥ - هواى دل .
٤٢٦ - يكدل .
٤٢٧ - يكتا دل يكدل ، متحد واقعى - « ز ياران يكدل بلندى رسد » نظامى البته بعضى از تركيبات را كه متذكر شديم ، مى توان با بعضى ديگر از تركيبات مساوى در نظر گرفت .
بيائيد همهء كتابهاى سازندهء بشرى را از كتب باستانى يونان و هند گرفته تا الهيات قرون وسطى و نوشتههاى بظاهر ادبى شرق و غرب مانند مثنوى جلال الدين مولوى و بينوايان ويكتور هوگو و آثار انسانى داستايوسكى و بالزاك و تولستوى و شكسپير و صدها امثال اين آثار را كه بسيار بسيار عالىتر از روانشناسان حرفه اى ، انسان را شناختهاند ، در يك ميدان بزرگ بين المللي جمع كنيم سپس روى كلماتى مانند دل ، وجدان ، عقل سليم ، فطرت پاك ، عواطف عالى ( تصعيد شده ) انسانى را قلم بطلان بكشيم ، يعنى آنها را از آن آثار بزرگ انسانى منها كنيم ، ببينيم آيا در اين صورت حتى يك سطر در آن كتابها وجود خواهد داشت كه به خواندنش بيارزد اگر دچار حيرت نشويد يك پيشنهاد ديگر هم داريم و آن اينست به اضافه اين كتابهاى ادبى انسانى ، كتابهاى علوم سياسى و اجتماعى و حقوقى و اخلاقى را هم بياوريد