ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - شناختهاى تعبدى
فرا گير همهء ابعاد و خواص آن بوده باشد .
مسلم است كه معرفت حاصله از تعريف و توصيف هر اندازه هم كه فراگير و جامع بوده باشد ، پاسخ چون و چراهاى مربوط به علل و نتايج و حالات پس از تحول و تغير موضوع را به عهده نمى گيرد و اين گونه شناخت مرحله اى عالى - تر از توصيف و تعريف محض است گاهى توصيفها بقدرى جالب و زيبا انجام مى گيرند كه مغزهاى ابتدائى و مقلد ، خود را بىنياز از شناختهاى مراحل عالى تر مى بينند و اين هم خطر ديگرى است كه موجب ركود انديشهء دانش پژوهان مى گردد .
شناختهاى تعبدى گاهى اين گونه شناختها با تقليد اشتباه مى شود و گمان مى رود كه معرفت - هاى تعبدى هم نوعى از شناختهاى تقليدى است .
براى رفع اين اشتباه بايد بگوئيم : تقليد ممكن است در موارد عقلانى و عينى قابل مشاهده و شناخت قوانين و دلايل آنها بوده باشد ، مانند تقليد بيمار از دستورات پزشكى ، زيرا مسلم است كه دستورات پزشكى مستند است به يك عده معلومات تجربى و قوانين حاكمه در بيمارى و تندرستى بدن و دواهاى مفيد . تقليد بيمار در حقيقت تكيه بر شناخت پزشكى است كه مستقيما با واقعيات سر و كار داشته است . و ممكن است تقليد مربوط به امور تعبدى بوده باشد چنانكه در مسائل مربوط به عبادات و روابط روحى ميان انسان و خدا . اين مسائل مستند به دلايل معتبر در مكتب اسلام است ، ( كتاب و سنت و اجماع و عقل ) و محصول اين دلايل وظايف تعبدى است كه حتى خود مجتهد و صاحبنظر هم ، تعبدا بهمان وظايف عمل مى نمايد . از طرف ديگر شناختهاى تعبدى با نظر به علل و هدفهاى تعبد ، عمل به مجهول مطلق نيست ، بلكه عمل به وظايفى است كه با محتويات معقول تنظيم كنندهء رابطه ميان انسان و خدا