ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - آيا شناختهاى اشراقى پديدههاى ذهنى شخصى هستند
پاسخ يكم - مبنى بر عقيدهء كلى است كه مى گويد : شناختهاى اشراقى هم مانند ديگر شناختها ، كلى و قابل بوجود آمدن در ذهن همهء اشخاص در شرايط معين مى باشند .
پاسخ دوم - مبنى بر اين عقيده است كه شناختهاى اشراقى نوعى پديدههاى ذهنى شخصى مى باشند كه نمى توان آنها را در قلمرو معرفتهاى معمولى مورد بررسى و تحقيق قرار داد . بنظر چنين مى رسد كه شناختهاى اشراقى داراى هر دو بعد مى باشند : بعد كلى و بعد شخصى ، بعد كلى شناختهاى اشراقى - عبارتست از آن روشنائى درونى كه با بوجود آمدن عوامل و شرايط معينى ، بوجود مى آيند . عوامل و شرايط اصلى اين روشنائى رهائى كامل درون از تعلقات و آلودگيهائى است كه فضاى درون را تيره و تاريك مى سازد . فرو رفتن در شهوات و هوسها و خود خواهىها بدترين موانع شناختهاى اشراقى در بارهء هويت جهان هستى و مبادى عالى آن است و اما شناختهاى اشراقى در اجزاء و روابط عالم طبيعت ، مستند است به : توجه حياتى بيك موضوع و پاكى از آلودگى در بارهء آن موضوع و تحقيق و پى گيرى در بارهء مفاهيم و روابط موجود در پيرامون آن ، و به حركت در آوردن احساسات عالى در بارهء آن موضوع ، با كمال بيطرفى و رهائى از هدف گيريهاى پست ، اينها همه از عوامل بوجود آمدن شناختهاى اشراقى در بارهء آن موضوع ميباشد . اين نوع شناختها در قرآن مجيد با كلمهء « نور » بيان شده است .
بعد شخصى شناختهاى اشراقى - عبارتست از ناتوانى انسان از بدست آوردن همهء عوامل و شرايطى كه موجب بروز شناخت اشراقى مى گردند . اين شناخت بىشباهت به اكتشاف نيست در اين كه نه مى توان زمان بوجود آمدن آنرا تعيين نمود و نه مى توان ضوابط حتمى آن را محاسبه كرد و آن عوامل و شرايط درونى را كه گفتيم ، امورى لازم هستند نه كافى . برگرديم به بعد كلى شناختهاى اشراقى . شناختهاى اشراقى در حالات بروز عشق والا يك جريان معمولى است : اين داستان را از يكى از سر دستههاى اشراق ( مولانا جلال الدين )