ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - ٢ - تصديق با واحدهاى تجريدى
دارد . در حقيقت حالتى از حالات آفتاب و كرويت را كه تشكل با اتحاد يا انضمام آن دو با يكديگر است ، انتزاع مى كنيم .
عمل دوم - اذعان با حكم بوجود رابطه ميان اجزاء قضيه است كه تصديق ناميده مى شود . [١] ٢ - تصديق با واحدهاى تجريدى واحدهاى اين نوع از تصديق عبارتند از مفاهيم تجريد شده مانند قضاياى رياضى كه از اعداد و علامات تشكيل ميشوند .
اعداد چنانكه در مباحث گذشته اشاره كرديم ، صورتهاى منعكس از نمودهاى عينى نيستند . زيرا آنچه كه در جهان عينى با حواس و ذهن ما ارتباط برقرار ميكنند ، اجسام و اشكال هستند كه با تعين مخصوص بخود از يكديگر جدا بوده و داراى مرزهاى مشخص مى باشند . ما با توجه به هر يك از آن تعينها مى توانيم آن را معدود تلقى كرده سپس از همهء خصوصيات و هويت آن معدود صرف نظر كرده ، مورد شمارش قرار بدهيم . در اين شمارش ، ذهن عملى بنام عدد انجام مى دهد كه در تلفظ با يك و دو و سه و در كتابت با نقش معينى آنها را مانند ١ ، ٢ ، ٣ ابراز مى كنيم ، ولى هويت عدد يك عمل ذهنى خالص است كه نه تنها قابل تطبيق به هيچ نمود عينى نيست ، بلكه خود نيز نمود مشخصى در ذهن ندارد . يعنى هيچ ذهنى نمى تواند نمودى را بعنوان عدد در خود مشاهده نمايد . و اما علامات مانند « - » « + » نيز از يك نمود قابل انعكاس در ذهن حكايت نمى كنند ، بلكه اشاره به تفكيك عددى از عدد ديگر يا ضميمهء عددى به عدد ديگر مى باشند و يا بيان كنندهء نسبتى ميان دو عدد يا دو گروه از اعداد مى باشند
[١] در بارهء تصور و تصديق كه يكى از اساسى ترين مباحث منطق است ، تحقيقات فراوانى بوسيلهء منطق دانان شرقى و غربى صورت گرفته است . براى آشنائى تخصصى با اين مبحث رجوع به كتاب تصور و تصديق صدر المتألهين شيرازى لازم است .