ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - آيا منكرين شناختهاى اشراقى دليلى براى انكار دارند
كه پس از كلافه شدن در بارهء ريشهء عميق مذهب بيان نموده است . عبارات فرويد در بارهء ريشهء عميق مذهب بدينقرار است : « معهذا نمى توان انكار كرد كه بعضى از اشخاص مى گويند : در خود احساسى مى نمايند كه بخوبى توصيف شدنى نيست . اين اشخاص از احساسى سخن ميرانند كه به ابديت متصل است » از جدائىها شكايت ميكند و مى خواهد روزگار وصل خويش را بجويد « اين تصور ذهنى از يك احساس ابدى كه در عرفاى بزرگ و همچنين در تفكر مذهبى هندى منعكس مى شود ، ممكن است ريشه و جوهر احساس مذهبى را كه مذاهب گوناگون جلوه هائى از آن هستند ، تشكيل دهد . فرويد در اين موضوع ترديد دارد و اقرار ميكند كه با تحليل روانى خود هرگز نتوانسته است اثرى از چنين احساس در خويشتن بيابد ، ولى فورا با صداقت كامل اضافه ميكند كه اين امر به او اجازه نمى دهد وجود احساس مورد بحث را در ديگران انكار نمايد » [١] دقت بفرمائيد كه محتويات اين عبارات با علم واقع بينانه چه كرده است ١ - در عبارت اول چنين مى گويد كه « من براى بحث در اين قبيل مطالب توزين ناپذير ( احساس ابديت ، احساس مذهبى ) خود را ناراحت مى يابم و به اين ناراحتى همواره اقرار دارم » چرا آقاى دانشمند ناراحت مى شويد آقاى روانپزشك و روانكاو ، مى توانيد اين ناراحتى را تحليل نموده و ريشههاى اصلى آن را دريابيد آيا احتمال نمى دهيد كه عشق شما به اصالت غريزهء جنسى هرگونه واقعيت را از انسان نفى نموده و بقول مولانا :
< شعر > جز ذكر نى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او < / شعر > لذا هر وقت كه بخواهيد خودتان را از پايين تنه به بالا بكشيد ، احساس ناراحتى مى كنيد آقاى دانشمند ، مطلبى كه خلاف واقعيت باشد ، راه مبارزه با آن و طرد آن از ميدان علم ، تحقيق علمى و اثبات غلط بودن آن از ديدگاه
[١] مأخذ مزبور ص ٨٩ و ٩٠ .