ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
< شعر > هيچ نقاشى نمى بيند كه نقشى بر كشد و آنكه ديد از حيرتش كلك از بنان افكنده اى < / شعر > اگر اين بيخبران حرفه اى واقعا از نعمت عظماى شك قانونى برخوردار بودند ، در تفسير وجود خويش و جهان هستى كلافه نمى گشتند ، بلكه گام به عرصهء شناخت مى نهادند و آن گاه پروانه وار دور شمع حقايق هستى مى گشتند و به حيرت والا و بيخبرى تجسم يافته از همهء خبرها گام مى گذاشتند .
نوع دوم - از شكاكان حرفه اى كارشان خنكتر و بيمزه تر از نوع اول ميباشد ، زيرا اينان كسانى هستند كه بجاى توجه به واقعيات و شك در بارهء آنها ، به شخصيتهاى معروفى به شكاكان مانند گورگياس يونان باستان و علم زدههاى قرن نوزدهم عشق مى ورزند . شخصى بنام خيام كه بگويد :
< شعر > اسرار ازل را نه تو دانى و نه من وين حرف معما نه تو خوانى و نه من < / شعر > معشوق دلارام اين فلج شدگان راه معرفت ميباشد نه واقعيت كه در برابر چشمانشان گسترده شده است و براى نشان دادن چهرههاى متنوع خود ، جز نگاه دقيق و برقرار كردن ارتباط صحيح با آنها ، چيزى ديگر را مطالبه نمى كنند .
آيات قرآنى كه شك و ترديد را محكوم ميكند نه آن شك قانونى است كه در گذرگاه وصول به حقايق و واقعيات يك ضرورت غير قابل انكار است .
تحرى حقيقت براى رشد كه در قرآن آمده است : ( وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ ) [١] ( كسانى كه اسلام آوردهاند ، رشد را پيدا كردهاند ) مسلم است كه پيدا كردن رشد از مسير اجتهاد و استنباط مى گذرد و انسان در زمان اجتهاد و استنباط و پى جوئى از حقيقت ، با شك قانونى سازنده حركت ميكند . آياتى ديگر در قرآن آمده است كه با تفكر و تدبر در آفرينش و قلمرو درونى به يقين و ايمان مى رسيد . از جملهء آياتى كه شك و ترديد را توبيخ
[١] الجن آيهء ١٤ .