ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - مراحل تجسيم
هنرى سازنده مستند به تجسيمهاى نوع دوم است كه خدمات گرانبهائى را به بشريت انجام داده است .
آنچه كه در پديدهء تجسيم فوق العاده شگفت انگيز است ، ظهور دو پديدهء متضاد در لحظهء واحد در درون آدمى است : يكى فعاليت تجسيمى است كه فى نفسه از شگفت انگيزترين پديدههاى درون آدمى است و با اين پديده آنچه كه « هست » ، « نيست » تلقى مى شود ، يا آنچه كه « نيست » ، « هست » تلقى مى گردد و گاهى اثر تجسيم شده از خود واقعيت شديدتر پذيرفته مى شود . اين جمله از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است كه : اذا خفت امرأ فقع فيه ( هنگامى كه از چيزى مى ترسى ، بسوى آن چيز برو و با واقعيت آن روبرو شو ) .
معنايش اينست كه در حال ترس ، تجسيمى كه از آن عامل ترس دارى ، موجب تشديد آثار آن مى گردد ، در صورتى كه با روبرو شدن با واقعيت آن عامل ترس ، با عين واقعيت سر و كار پيدا خواهى كرد .
دوم - علم به خلاف واقعيت تجسيم . يعنى تجسيم كننده ميداند كه واقعيت آن نيست كه او تجسيمش كرده است ، تماشاگرى كه در تئاتر نشسته است .
يكى از بازيگران نقش يك ستمديده را در صحنه بازى مى كند ، او آن بازيگر را بخوبى مى شناسد و حتى مى داند كه او انسان ستمكارى است ، ولى از عهدهء نشان دادن قيافه و حركات ستمديدگى بخوبى برمى آيد ، آن تماشاگر اين بازيگر را ستمديده تجسيم نموده و چه بسا كه شديدا متأثر مى شود و اشكى هم بحالش فرو مى ريزد . اين تفكيك دو حالت متضاد از نظر علم به هويت بازيگر و تأثر از وضع او در حال بازيگرى ، يكى از فعاليتهاى بسيار عالى و شگفت انگيز روان و مغز آدمى است كه با اصول معمولى روانشناسى قابل تفسير نمى باشد .