ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٦ - مسئلهء سوم - روشنفكرى و حقيقت زمان و واقعيتها
روانى چنين شخصى صرف نمى كنيم كه بر عهدهء روانپزشكان ارجمند واگذار شده است . و اگر چنين شخصى از قدرت برخوردار باشد و نتوانيم او را سوار آمبولانس نموده به خدمت روانپزشك برسانيم ، معالجهء روانى او را بر اشخاص قدرتمندترى كه ضمنا اصول حياتى و ارزشهاى آنها را پذيرفتهاند ، حواله مى كنيم ، كه ديگر با اصول حياتى انسانها شوخى نكند . و اگر از فرستادن او به حضور روانپزشك نا توان باشيم و چنين قدرتمندى هم وجود نداشته باشد ، راه ديگرى هم داريم و آن راه عبارتست از اين كه اين شخص را كارمند موزه خانه اى نمائيم كه در آنجا بنشيند و با سنگهاى تراشيده شدهء عهد حجرى و سفالينهاى ساخته شدهء ما قبل تاريخ به راز و نياز بپردازد و با قريحه اى كه با از دست دادن عقل و خرد به دست آورده است به سنگها و سفالين شعرها بسازد و دلخوش شود اما مسئلهء روشنفكر و مرتجع بايد خيلى دقيقتر و منطقىتر از اين حرفها مطرح شود ، تا بتوانيم از نابودى واقعيتها با بكار بردن كلمهء مرتجع و روشنفكر جلوگيرى كنيم . بنظر مى رسد ما بايد با دقت لازم و كافى ملاك منطقى اين دو اصطلاح متضاد را كاملا بدست بياوريم . فقط با بدست آوردن ملاك واقعى و منطقى اين دو اصطلاح است كه خواهيم توانست از وقت تلف كردن بيهوده در دو فحش و دشنام شرم آور دست برداشته ، معناى حقيقى دو مفهوم متضاد را كه در سرتاسر تاريخ مطرح بوده و خواهند بود ، مورد بررسى قرار بدهيم . بدانجهت كه اصطلاح روشن بين و روشنفكر روشنتر و صافتر از اصطلاح مرتجع است ، نخست واقعيتها را كه ملاك روشنفكرى است توضيح مى دهيم ، و با اين توضيح مفهوم متضاد آن كه مرتجع است ، روشن مى گردد .
مسئلهء سوم - روشنفكرى و حقيقت زمان و واقعيتها وقتى كه مى گوئيم « واقعيتها » منظور ما همهء موجودات و رويدادهائى است كه با اشكال گوناگون ، تحت حكومت قوانين در جريانند . يك عدد سنگ