ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - مسئلهء سوم - روشنفكرى و حقيقت زمان و واقعيتها
گذشته و حال و آينده اش اثرى در تنوع واقعيات داشته و آنچه كه گذشته است واقعيتى بريده از واقعيت حال و آينده باشد . آيا با اين حال پريدن از روى واقعيات با مركب ذهنى زمان به سوى آيندهء محض ، ضد روشنفكرى نيست آنچه كه حقيقت دارد اينست كه گسترش واقعيات بطور تدريجى در كشش زمان انجام مى گيرد و لذا توجه ما به واقعيت زمان ، تنها براى تنظيم و محاسبهء منطقى واقعيات در جريان ميباشد ، نه براى آنكه زمان يك موضوع عينى است كه جزئى از واقعيات است . توضيح اين كه بهره بردارى ما از زمان در بارهء رسيدن يك سيب در شاخهء درخت كه مثلا چهار ماه طول مى كشد ، با نظر بهمين چهار ماه مى توانيم محاسبات مربوط به داشتن محصول سيب را پس از چهار ماه كه از گل كردن درخت مى گذرد ، انجام بدهيم و مى توانيم اين زمان را با زمانى كه مورد نياز رسيدن گلابى است مقايسه نمائيم و آب دادن در هر دو هفته يك بار را مثلا فراموش نكنيم .
اين محاسبات مربوط به زمان كمترين كمكى نمى كند به شناخت آنچه كه در هويت درخت و تماس ريشههاى آن با آب و مواد زمينى و اشعهء آفتاب مى گذرد و در ماه چهارم با صدها تفاعل مستقيم و غير مستقيم موضوعى را بعنوان سيب در شاخه اى از درخت سيب نمايان مى سازد . با نظر به مجموع مطالبى كه مطرح كرديم ، نخستين عامل روشن بينى و روشنفكرى يك انسان عبارتست از ارزيابى دقيق واقعيات و حقيقت زمان و رابطهء آن با واقعيات .
اكنون به اين نتيجه مى رسيم كه روشنفكر حقيقى كسى است كه ارتباط خود را با واقعيات گسترده در جويبار زمان تنظيم منطقى نموده ، با درك صحيح در بارهء علتها و معلولها و ثابتها و متغيرها ، براى تحقق بخشيدن به « حيات معقول » جامعه رسالتى در خود احساس كند و از هيچ گونه گذشت و فداكارى در اين راه دريغ نورزد . اين روشنفكر روشن روان نه تنها خوبست ، بلكه به اصطلاح بعضى از فلسفه هاى