ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - عنصر يكم - تقليد كننده
زيادى را بدست بياورند . شاعر ديگر مى گويد :
< شعر > سخن هر چه گويم همه گفته اند بر باغ دانش همه رفته اند < / شعر > يكى ديگر مى گويد : « خدا رحمت كند گذشتگان را كه واقعيتها و حقايق فراوانى را دريافتهاند كه مى توانيم در پرتو نتايج فكرى آنان در هر شرايطى كه باشيم ، راه خود را بسوى نيمهء دوم واقعيات پيش بگيريم » يعنى در هر دورانى كه باشيم ، نيمهء راه را با نظر به فعاليتهاى مغزى آنان پيمودهايم . « هگل مدعى است كه دستگاه فلسفى او خلاصه و زبدهء همهء فلسفههاى پيشين را در بر گرفته و پاس داشته و در خود هضم كرده است . ولى تأثير دو عامل بر او بسيار بيشتر از عوامل ديگر اهميت داشته است . اين دو عامل عبارتند از ايده آليسم يونانى و فلسفهء انتقادى كانت . انديشههاى هگل بر بنياد همان اصولى استوار است كه انديشههاى فيلسوفان يونانى و كانت . » [١] تفاوت ميان گرفتن و منعكس ساختن متفكران و عاميان در اينست كه متفكران آنچه را كه مى گيرند و منعكس مى سازند و مى پذيرند ، مبتنى بر شناخت و دانستن آن حقايق بوسيلهء پيشتازان است ، در صورتى كه عاميان درست مانند كوه كه صدا را مى گيرند و آنرا منعكس مى نمايند ، عمل مى كنند .
از انگلس نقل شده است كه « مى توان گفت ، تقريبا همهء نطفههاى سيستمهاى جهانبينى را مى توان در فلسفهء يونان قديم پيدا كرد » و اين مطلب براى كسانى كه از سرگذشت فلسفه و معرفت اطلاع كافى دارند ، كاملا روشن است . اقتباس سعدى از متنبى در موارد متعدد ، ثابت شده است . بعنوان مثال سعدى مى گويد :
< شعر > شمع را بايد از اين خانه برون بردن و كشتن تا كه همسايه نگويد كه تو در خانهء مائى كشتن شمع چه حاجت بود از بيم رقيبان پرتو روى تو گويد كه تو در خانه مائى < / شعر >
[١] فلسفهء هگل - تأليف و - ت - ستيس - ترجمه آقاى دكتر حميد عنايت فصل اول ص ١