ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - استشمام در پديدهء شناخت
روحيهء كاملا اخلاقى تغيير مسير خواهد داد . ائتلاف و تركيب اين مقدمات در ذهن شخص حدس زننده براى آنكه به حدس مزبور منتهى شود ، نياز بيك عده استنتاجها و ترتيب بندىهاى شخصى دارد كه ما فوق نظم خاص منطقى مى باشد . و حدس مزبور پس از بوجود آمدن قابل تحليل به قضاياى انعكاسى محض نمى باشد . اين نكته را هم بايد در نظر داشته باشيم كه هويت حدس فقط در سرعت انتقال خلاصه نمى شود ، بلكه اين خصوصيت را نيز دارد كه موضوع مورد حدس با نظر به مقدمات معمولى ، مخفى و پوشيده از ذهن است .
استشمام در پديدهء شناخت معناى لغوى استشمام عبارتست از بو بردن ، و مسلم است كه منظور از شناخت استشمامى تأثر اعصاب بينى از بوى اشياء داراى بوى نيست ، بلكه مقصود نوعى دريافت نتيجه از مقدمات غير مستقيم يا غير كافى است كه در اكثر مردم با مراتب گوناگون وجود دارد . تفاوت ميان استشمام و حدس در اينست كه در پديدهء حدس ، مقدماتى كه شناخت و فهم يك موضوع را امكان پذير مى سازد ، سد راه شخص نمى باشد . يعنى شخص حدس زننده از مقدمات آن شناخت با روش منطقى عبور نمى كند ، بلكه سرعت انتقال به حديست كه اصلا به يك يك آن مقدمات توجهى ندارد و اين سرعت بحديست كه گوئى شناخت حدسى يك امر ناگهانى در ذهن است . باضافهء مخفى بودن رابطهء موضوع شناخت از مقدمات معمولى منطقى . در صورتى كه پديدهء استشمام از مقدمات غير مستقيم يا غير كافى بوجود مى آيد ، مثلا از گفتگوهائى كه ميان دو فرد يا دو جامعه صورت گرفته است ، استشمام بروز جنگ و نزاع مى نمايد ، در صورتى كه آن گفتگوها نه با دلالت مطابقى دليل بروز جنگ است و نه با دلالت تضمنى و التزامى . و ما نمى گوئيم كه استشمام يك پديدهء بى علت است ، بلكه مى گوئيم : مقدمات موجود رابطهء منطقى معمولى با شناخت مفروض ندارد .