احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٦٩ - توبه و شرايط آن
«كسى كه حسنه خود را كتمان كند، حسنهاش با هفتاد حسنه برابرى مىكند، وكسى كه گناه را آشكار و اشاعه نمايد خوار مىگردد، و كسى كه كار بدش را كتمان كند مورد آمرزش قرار مىگيرد.»
٩- ابوحمزه ثمالى مىگويد: امام على بن الحسينعليه السلام فرمود:
«عجباً للمتكبّر الفخور الذي كان بالأمس نطفة، ثمّ هو غداً جيفة» (
[١].
«از آدم متكبر فخرفروش در عجبم كه ديروز نطفه بوده است، سپس فردا او مردارى خواهد بود.»
١٠- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«آفة الحسب الافتخار
» [٢].
«آفت شرف، افتخار كردن است.»
١١- امام صادقعليه السلام فرمود:
«كان رجل في الزمن الأوّل طلب الدنيا من حلال فلم يقدر عليها، وطلبها من حرام فلم يقدر عليها، فأتاه الشيطان فقال له: ألا أدلّك على شيء تكثر بهدنياك وتكثر به تبعك؟ فقال: بلى، قال: تبتدع ديناً وتدعو الناس إليه، ففعل فاستجاب له الناس وأطاعوه، فأصاب من الدنيا. ثمّ إنّه فكّر فقال: ما صنعت؟ ابتدعت ديناً ودعوت الناس إليه، ما أرى لي من توبة إلّا أن آتي من دعوته إليه فأردّه عنه، فجعل يأتي أصحابه الذين أجابوه، فيقول: إنّ الذي دعوتكم إليه باطل، وإنّما ابتدعته، فجعلوا يقولون: كذبت هو الحقّ، ولكنّك شككت في دينك، فرجعت عنه، فلمّا رأى ذلك عمد إلى سلسلة فوتد لها وتداً ثمّ جعلها في عنقه، قال: لا احلّها حتى يتوب اللَّه عزّ وجلّ عليَّ، فأوحى اللَّه عزّ وجلّ إلى نبي من الأنبياء: قل لفلان: وعزّتي لو دعوتني حتى تنقطع أوصالك ما استجبت لك حتى تردّ من ماتعلى ما دعوته إليه فيرجع عنه
» [٣].
«در زمان گذشته مردى بود كه دنيا را از راه حلال طلب مىكرد و به آن دست پيدا نمىكرد، از راه حرام دنيا را طلب كرد و به آندست پيدا نكرد، پس شيطان به سراغ او آمد و گفت: آيا تو را راهنمايى كنم به آنچه بواسطه آن دنيايت افزون و پيروانت زياد شود؟ گفت: آرى. گفت: آيينى را بدعت بگذار ومردم را به سوى آن فراخوان. پس آن شخص نيز چنين كرد و مردم او را اجابت كردند و از او اطاعتنمودند. پس از دنيا به آنچه مىخواست رسيد. سپس او فكر كرد و گفت: چه كارى بود كردم؟ آيينى را اختراع و بدعت كردم و مردم را بهسوى آن دعوت كردم. گمان نمىكنم براى من توبهاى باشد مگر
[١] همان، باب ٧٥، ص ٣٣٤، حديث ١.
[٢] همان، ص ٣٣٥، حديث ٣.
[٣] همان، باب ٧٩، ص ٣٤٣، حديث ١.