احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٠ - آمادگى براى مرگ
«قال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله:
إنّ أخوف ما أخاف على امّتي الهوى، وطول الأمل، أمّا الهوى فإنّه يصدّ عن الحقّ، وأمّا طول الأمل فينسي الآخرة. [١]
«پيامبر خدا فرمود: ترسناكترين چيزى كه از براى امتم مىترسم، هواى نفس وآرزوى دور و دراز است زيرا، هواى نفس انسان را ازحق باز مىدارد، و آرزوى طولانى موجب فراموشى آخرت مىشود.»
٦- حماد بن عثمان از امام صادقعليه السلام روايت مىكند:
«ما من ميّت تحضره الوفاة إلّا ردّ اللَّه عليه من بصره وسمعه وعقله للوصية، أخذ الوصية أو ترك، وهي الراحة التي يقال لها: راحة الموت فهي حقّ على كلمسلم. [٢]
«هيچ كس نيست كه لحظه مرگ و وفات او فرا رسد مگر اينكه خدا قدرت بينائى، شنوائى و عقل را براى وصيّت كردن به اوبرمىگرداند، چه وصيت كند يا نكند، وصيت همان چيزى است كه به آن «راحتى هنگام مرگ» گفته مىشود و يك حقّ واجب برهر مسلمانى است.»
٧- ابو حمزه از بعضى از ائمهعليه السلام روايت مىكند:
«إنّ اللَّه تبارك وتعالى يقول:
ابن آدم! تطوّلت عليك بثلاثة: سترت عليك ما لو يعلم به أهلك ما واروك، وأوسعت عليك فاستقرضت منك فلم تقدّمخيراً، وجعلت لك نظرة عند موتك في ثلثك فلم تقدّم خيراً». [٣]
«خداوند تبارك و تعالى مىگويد: اى فرزند آدم! درباره سه چيز به تو مهلت دادم (ولى تو از آن مهلت استفاده نكرده و قدرنعمت را ندانستى) عيبهايى را بر تو پوشاندم كه اگر خانوادهات از آنها مطلع مىشدند، تو را دفن نمىكردند. نعمت و مال به تو دادم و ازتو قرض خواستم پس هيچ كار خيرى براى آخرت خود از پيش نفرستادى، و در هنگام مرگت هم براى تو حقى در ثلث مالت قرار دادم باز همهيچ كار خيرى براى خود نكردى.»
٨- امام حسن عسكرىعليه السلام از پدرانشعليه السلام نقل مىكند:
«سأل الصادقعليه السلام عن بعض أهل مجلسه فقيل: عليل.
فقصده عائداً وجلس عند رأسه فوجده دنفاً فقال له: أحسن ظنّك باللَّه، فقال: امّا ظنّي باللَّهفحسن
..» [٤]
«امام صادقعليه السلام از احوال برخى از اهل مجلسش پرسيد. گفته شد: بيمار است پس امام به قصد عيادت، نزد او رفت و بالاى سرشنشست و او را سخت بيمار ديد. پس به او گفت به خدا گمان نيكوداشته باش. آن مرد گفت: اما گمان من به خدا نيكو است.»
[١] وسائل الشيعه، ج ٢، باب ٢٤، ابواب احتضار، ص ٦٥١، حديث ٥.
[٢] همان، باب ٢٩، ص ٦٥٧، حديث ١.
[٣] همانباب ٣٠، ص ٦٥٨، حديث ١.
[٤] همان، باب ٣١، ص ٦٥٨، حديث ١.