احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١٨ - بين بيم و اميد
گفتم: نه. گفت: آيا كسى را ديدهاى كه به خدا توكّل كند و خدا كفايتش نكند؟ گفتم: نه. گفت: آيا كسى را ديدهاى كه از خدا بخواهد و خداعطايش نكند؟ گفتم: نه. سپس از نظرم پنهان شد.»
بين بيم و اميد
تلاش و كوشش دائمى و بىوقفه از ويژگيهاى يك انسان با ايمان است، زيرا او نه در اثر زياده روى در خشيت از خداوند، مأيوسمىگردد، و نه در اثر زياده روى در اميدوارى و آرزوى رحمت خداوندى، از عمل خير وكار نيك باز مىماند، بلكه او هميشه بينترس و اميد (خوف و رجاء) بوده و در هر حالت خدايش را مىخواند، پس اگر رحمت خدا را ببيند به لطف كرم او چشمطمع مىدوزد، و اگر اشتباهات و لغزشهاى خود را بنگرد، در ترس ووحشت فرومىرود، و از همين رو بر مؤمن است كه هميشه بادقّت فراوان، مراقب خود باشد تا نه اميد او بر خوفش غالب شود و نه خوفش بر اميدش. و پيشوايان دينعليهم السلام نيز ما را چنين تربيتنمودهاند:
١- حرث بن مغيره يا پدرش مىگويد: به حضرت صادقعليه السلام گفتم: در وصيّت لقمانبه فرزندش چه بوده است؟ فرمود:
«كان فيها الأعاجيب، وكان أعجب ما كان فيها أن قال لابنه: خف اللَّه خيفة لو جئته ببرّ الثقلين لعذّبك، وارج اللَّه رجاءً لو جئته بذنوب الثقلينلرحمك».
«در وصيّت لقمان، چيزهاى عجيب زيادى وجود داشت، و عجيبترين آنها اين بود كهبه فرزندش گفت:
از خدا بترس آنچنان ترسى كه اگر نيكى انس و جن را بياورى باز خدا ترا عذاب كند، و به خدا اميدوار باش آنچنان اميدى كه اگر گناهانانس و جن را مرتكب شوى باز خدا تو را مورد بخشش ومهربانى قرار دهد.»
سپس امام صادقعليه السلام فرمود:
«كان أبي يقول: ليس من عبدٍ مؤمن إلّا وفي قلبه نوران: نور خيفة، ونور رجاء، لو وزن هذا لم يزد على هذا ولو وزن هذا لم يزد على هذا
» [١].
«پدرم مىفرمود: هيچ بنده مؤمنى نيست مگر اينكه در دل او دو نور وجود دارد: نور خوف و نور رجاء، اگر اين اندازهگيرى شودبر آن افزايش پيدا نمىكند و اگر آن اندازهگيرى شود بر اين افزايش نمىيابد.»
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ١٣، ص ١٦٩، حديث ١.