احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١٥ - در دنيا چگونه زندگى كنيم؟
يا هشام، إنّ لكلّ شيء دليلًا، ودليل العقل التفكّر، ودليل التفكّر الصمت. ولكلّ شيء مطية ومطية العقل التواضع، وكفى بك جهلًا أن تركب ما نهيت عنه.
«اى هشام! همانا كه لقمان به فرزندش گفت: براى حق تواضع كن تا عاقلترين مردم باشى. همانا كه شخص هوشيار و دانا كسىاست كه خود را در برابر حق، اندك و ناچپز بداند. اى فرزندم! دنيا دريارى ژرفى است كه در آن خلق بسيارى غرق شده است پس بايدكشتى تو دراين دريا تقواى خداوند باشد وآكندهآش ايمان، بادبانش توكّل، ناخدايش عقل، راهنمايش علم و سكّانش صبر.
اى هشام! براى هر چيز راهنمائى است و راهنماى عقل تفكّر است، و راهنماى تفكّر، سكوت است. و براى هر چيز مركبى است ومركب عقل تواضع است. بر نادانى تو همين دليل بس است كه آنچه را از آن نهى شدهاى مرتكب شوى.»
سپس حضرت فرمود:
يا هشام، إنّ للَّه على الناس حجّتين؛ حجّة ظاهرة وحجّة باطنة. فأمّا الظاهرة؛ فالرسل والأنبياء والأئمّة، وأمّا الباطنة؛ فالعقول.
«اى هشام! خدا را بر مردم دو حجّت است: حجّت ظاهرى و حجّت باطنى. امّا حجّت ظاهرى پس رسولان و پيامبران و اماماناست و امّا حجّت باطنى پس عقلهاست.»
و نيز فرمود:
يا هشام، كيف يزكو عنداللَّه عملك وأنت قد شغلتقلبك عنأمر ربّك، وأطعت هواك علىغلبة عقلك؟
يا هشام، إنّ العاقل رضى بالدون من الدنيا مع الحكمة ولم يرض بالدون من الحكمة مع الدنيا، فلذلك ربحت تجارتهم، إنّ العقلاء تركوا فضول الدنيا فكيفالذنوب وترك الدنيا من الفضل، وترك الذنوب من الفرض.
يا هشام، إنّ العاقل نظر إلى الدنيا وإلى أهلها فعلم أنّها لا تنال إلّا بالمشقّة، ونظر إلى الآخرة فعلم أنّها لاتنال إلّا بالمشقّة، فطلب بالمشقّة أبقاهما
[١].
«اى هشام! چگونه عملت در نزد خداوند پاكيزه گردد در حالى كه تو قلبت را از امر خدا به چيزهاى ديگر مشغول كردهاى و عقلترا مغلوب و از هواى نفست اطاعت كردهاى؟
اى هشام! همانا كه عاقل به كمترين چيز از دنيا با داشتن حكمت راضى مىشود، و به كمترين چيز از حكمت با داشتن دنيا راضىنمىشود. بدين جهت تجارتشان سودآور است. همانا كه عاقلان زيادىهاى دنيا را ترك مىگويند پس چگونه گناهان را ترك نگويند درحاليكه ترك دنيا، فضيلتومستحبّ امّا ترك گناهان از واجبات و فرائض است. اى هشام! عاقل به دنيا و اهل دنيا نگاه كند و بداند كه
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٨، ص ١٦١، حديث ٦.