احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٧ - ٨ - مشركان و كفار
مثل شراب و خوك و سگ و ... باك ندارند و لذا بسيارى از فقها به نجاست آنان فتوا دادهاندكه ما را فرامىخواند به اينكه در مورد آنان احتياط پيشه كنيم اگر ضرورت عرفى براى لزوممعاشرت موجود نباشد ولى اگر ضرورتى در كار باشد معاشرت با آنان اشكال ندارد با مراعاتپرهيز از نجاساتى كه آنان، آنها را پليد نمىدانند.
امّا ساير منحرفان اعتقادى اگر انحراف آنان به انكار دين خدا و خروج از جماعتمسلمين، منجر شود آنان نيز به كفّار ملحق مىشوند.
جزئيات مسأله بشرح ذيل است:
كافر نجس است و واجب است از او اجتناب شود و از ورودش به مساجد جلوگيرى به عملآيد. كافر كسى است كه منكر وجود خداست يا براى او شريك قرار مىدهد يا نبوّت پيامبراسلامصلى الله عليه وآله را نفى مىكند يا يكى از ضرويات دين [١] را انكار مىكند، انكارى كه به انكار رسالتمنتهى شود بدون اينكه شبههاى يا اشتباهى در كار باشد بلكه صرفاً به جهت انكار وحى و تمرّدبر پيامبر، منكر حكم ضرورى دين مىشود مثل كسى كه منكر وجوب نماز و روزه و حجّ ياحرمت زنا و شراب شود.
اين مسأله فروع زيادى دارد كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
١- اوْلى اين است كه از اهلكتاب يعنى يهود و نصارى و مجوس، از باب احتياط اجتنابشود بخصوص در جايى كه دليل معقول براى معاشرت وجود نداشته باشد، اين احتياط بهخاطر مراعات فتواى بسيارى از علماى ما به نجاست آنان مىباشد.
٢- غذاى اهلكتاب به دو شرط براى مسلمانان حلال است: اوّل اينكه آنان از نجاستهاىظاهرى مثل گوشت خوك و شراب و مانند آن اجتناب ورزند و دوّم اينكه در غذاى آنها چيزىاز گوشت حيواناتى كه خود ذبح كردهاند نباشد.
٣- احوط اين است كه از ناصبىها يعنى كسانى كه با اهلبيت پيامبرصلى الله عليه وآله و يا حتّى باشيعيان اهلبيت بهخاطر محبّت اهلبيتعليهم السلام وشيعه آنان بودن، دشمنى مىورزند، بايداجتناب شود مگر در حالت ضرورت تقيّه و همچنين است خوارج كه بغض و كينه امام اميرالمؤمنين عليه السلام را در دلدارند.
٤- بنابر احتياط واجب از مجسّمه [٢] و قدريه [٣] و قائلان به وحدت وجود، در صورتيكه اينفرقهها ملتزم به لوازم مسلك باطل خود مانند ترك واجبات و حلال شمردن آن، باشند، نيزبايد
[١] ضروريات دين يعنى امور ثابت و مسلّم و دگرگونناپذير دين كه هيچيك از مسلمانان درباره آن اختلاف نظر ندارند.
[٢] مُجَسِّمه يعنى: كسانى كه قائل به جسم بودن خداوند هستند.
[٣] قَدَرِيّه يعنى: كسانى كه معتقدند انسان در اعمال و رفتار خود مجبور و ناگزير است.