احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٧٦ - عوامل و اسباب جنگ
نامه»، وارد سرزمين «دارالحرب» (سرزمين كفّار) شده و گروه ديگرى برضد اين گروهى كه او بر آنها وارد شده و در ميان آنان زندگى مىكند، وارد جنگ شده است، تكليف او چيست؟ امامعليه السلام فرمود:
«على المسلم أن يمنع نفسه ويقاتل عن حكم اللَّه وحكم رسوله، وأمّا أن يقاتل الكفّار على حكم الجور وسنّتهم فلا يحلّ له ذلك
» [١].
«بر مسلمان است كه از خود دفاع كند و براساس اطاعت از حكم خدا و پيامبر خدا بجنگد، امّا اينكه او براساس حكومت ستم وسنّتهاى آنان با كفّار بجنگد، جايز نيست.»
بدين ترتيب روشن مىگردد كه دفاع واجب است چه دفاع از خود به صورت فردى باشد، و چه دفاع از سرزمينش باشد درصورتيكه مورد تجاوز قرار گرفته كه او بايد با ساير اهالى كشور با دشمن بجنگد.
و- بسيارى از فقها گفتهاند: پيامبرصلى الله عليه وآله و اوصياى معصوم اوعليهم السلام مردم رابه ايمان دعوت مىكنند، پس اگر از ايمان امتناعورزيدند، با آنان مىجنگند تا ايمان بياورند يا اهل كتابِ آنها جزيه بدهند. اين نوع جهاد، «جهاد دعوت» ناميدهمىشود. و گفتهاند: اين فرض، امروز ساقط شده وواجب نيست، ولى برخى از فقها هم گفتهاند: اين نوع جهاد، با وجود فقيه عادلهم واجب است.
٢- هر جنگ مشروع، جهاد در راه خدا محسوب مىشود و احكام جهاد بر آن جارى مىگردد مگر مواردى كه استثنا شده است، ولى برخى گفتهاند: جهاد تنها همان جهاد دعوت يا جهاد ابتدائى است.
٣- اقوا اين است كه صيانت دارالاسلام (يعنى حفظ وطن و سرزمين مسلمين) در مقابل خطرها واجب است، و اينصيانت امكان ندارد مگر با آماده كردن نيروى نظامى كه دشمنان را بترساند و آنان را از فكر هجوم بر ديار مسلمين باز دارد، و از همينباب است مسلّح شدن به وسايل دفاعى پيشرفته، تمرين و آموزش سربازان در سطح بالا، حفر خندقها، ايجاد موانع و خاكريزها، مراقبت دشمن، ديدبانى در مرزها، عمليات اطّلاعاتى، مطالعه وضعيت جنگى دشمن و بدست آوردن اهداف، نيّات، طرحها وبرنامههاى او، همچنين عدم برانگيختن بيهوده آنها، و گاهى نيز با تأمين منافع مشروع آنان.
خلاصه كلام اينكه: ظاهراً محافظت و پاسدارى از حرمت و حقوق مسلمين به هر وسيله ممكن واجب است (واللَّهالعالم).
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٦، ابواب جهاد العدوّ، ص ٢٠، حديث ٣.