احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٦٣ - زشتى بدزبانى، سفاهت و ستم
«إنّ من شرّ عباد اللَّه من تُكْرَه مجالسته لفحشه
» [١].
«بدترين بندگان خدا كسى است كه به خاطر بدزبانى و ناسزاگويى او، همنشينى با او ناپسند دانسته مىشود.»
٨- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«شرّ الناس يوم القيامة الذين يُكْرَمُونَ اتّقاء شرّهم»
[٢].
«در روز قيامت بدترين مردم كسانى هستند كه به خاطر فرار و دورى از شرارتشان، مورد احترام ديگران قرار مىگيرند.»
٩- ابوبصير مىگويد: امام صادقعليه السلام فرمود:
«من علامات شرك الشيطان الذي لا يشكّ فيه، أن يكون فحّاشاً لا يبالي ما قال ولا ما قيل فيه
» [٣].
«از نشانههاى غير قابل ترديد مشاركت شيطان در اخلاق كسى اين است كه ناسزا گو و دشنام دهنده باشد، نه از آنچه خود گفته باكىداشته باشد و نه از آنچه درباره او گفته مىشود.»
١٠- امام باقرعليه السلام مىگويد كه پيامبر گرامىصلى الله عليه وآله به عائشه فرمود:
«يا عائشة، إنّ الفحش لو كان مثالًا لكان مثال سوء
» [٤].
«اى عائشه! اگر فحش و دشنام، تمثالى بود، قطعاً تمثال بدى مىبود.»
١١- سماعه مىگويد: وارد بر امام صادقعليه السلام شدم. امام سخن را آغاز نمود و به من گفت:
«يا سماعة، ما هذا الذي كان بينك وبين جمّالك؟ إيّاك أن تكون فحّاشاً أو سخّاباً أو لعّاناً. فقلت: واللَّه لقد كان ذلك انّه ظلمني، فقال: إن كان ظلمك لقدأربيت عليه، إنّ هذا ليس من فعالي ولا آمر به شيعتي، استغفر ربّك ولا تعد. قلت: استغفر اللَّه ولا أعود
» [٥].
«اى سماعه! اين چه رفتارى بود بين تو و شتربانت؟ بپرهيز از اينكه دشنام دهنده، عربده كش ونفرينگر باشى.» گفتم: اينبهخاطر ظلمى بود كه او بر من كرده بود. فرمود: «اگر او ظلم كرده بود تو هم كه با او برابر آمدى. اين روش از كردار من نيست وشيعيانم را هم بر آن فرمان نمىدهم. از خدايت آمرزش بخواه و ديگر تكرار نكن.» گفتم: از خدا آمرزش مىطلبم و ديگر آن كار راتكرار نمىكنم.
١٢- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ النبيّصلى الله عليه وآله قال في وصيّته لعليّعليه السلام: يا عليّ، أفضل الجهاد من أصبح لا يهمّ بظلم أحد. يا عليّ،
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٧٠، ص ٣٢٦، حديث ٥.
[٢] همان، باب ٧٠، حديث ٧.
[٣] همان، باب ٧١، ص ٣٢٧، حديث ١.
[٤] همان، حديث ٥.
[٥] همان، ص ٣٢٨، حديث ٧.