احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٣١ - انفاق و صدقات در روايات شريف
السوء، وتقي مصارع الهوان
...» [١].
«بهترين چيزى كه توسّل جويان بدان توسّل مىجويند ايمان به خداست ... وصله رحم زيرا با صله رحم، ثروت افزون و اجل بهتأخير مىافتد، و همچنين صدقه پنهانى زيرا صدقه پنهانى گناه را از بين مىبرد و خشم خدا را خاموش مىگرداند، و نيز كارهاى نيك، زيراآنها از مرگ بد و كشته شدن ذليلانه پيشگيرى مىنمايند.»
پيشواى صدقه دهندگان:
٢٠- امام باقرعليه السلام فرمود:
«امام زين العابدينعليه السلام در شب تاريك خارج مىشد و انبانى پر از دينار و درهم با خود برمىداشت يا غذا و هيزم با خود حملمىكرد و هر دربى را مىكوبيد و به هركه خارج مىشد از آن مىداد و موقعى كه چيزى به فقير مىداد، صورتش را مىپوشانيد تا شناخته نشودو چون حضرت وفات كرد، مردم متوجّه شدند كه آن شخص على بن الحسينعليه السلام بوده است و چون پيكر حضرت در محلّ غسل گذاشتهشد، به پشتش نگاه كردند ديدند كه از اثر حمل بار براى فقرا و مساكين، مانند زانوى شتر شده است. و در يكى از روزها در حاليكه ردايىابريشمين به تن داشت از منزل خارج شد، سائلى از ردايش گرفت، پس ردا را براى او گذشت و خود رفت و هميشه در زمستان رداىابريشمين مىخريد وموقعى كه تابستان فرامىرسيد، آن را مىفروخت و قيمتش را صدقه مىداد ...
(تا آنجا كه فرمود:) يكصد خانواده از فقراى مدينه را سرپرستى مىكرد و بسيار خوشش مىآمد كه در هنگام تناول غذا، يتيمان، نابينايان، زمينگيران و مساكين بيچاره وبىپناه نيز در سفره او شركت كنند. او با دست خود به آنان غذا مىداد و براى خانواده داران آنان هم غذا مىداد كه براى خانواده خود ببرند و هيچگاه غذايى ميل نمىكرد مگر اينكه به اندازه آن صدقه مىداد.» [٢]
٢١- سفيان بن عيينه مىگويد:
زهرى، در يك شب سرد بارانى، امام على بن الحسينعليه السلام را ديد كه در پشت خود آرد و هيزم دارد و راه مىرود. زهرى گفت: اى پسررسول خدا! اين چيست؟ فرمود:
«مىخواهم به سفرى بروم، و توشه سفر را آماده كرده و به مكان امنى مىبرم.»
زهرى گفت: بگذار غلامم براى شما ببرد. حضرت امتناع ورزيد. زهرى گفت: من بجاى شما مىبرم، مقام شما بالاتر از اين است.
[١] وسائل الشيعه، ج ٦، كتاب الزكاة، باب ١٣، ابواب الصدقه، حديث ٤.
[٢] همان، ص ٢٧٥، حديث ٨.