احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦٠ - دوستان و اولياى خدا
در آيه ديگر خداوند مىفرمايد:
... لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ... [١].
«خداوند هيچكس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نمىكند. انسان هر كار نيكى انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار بدى كندبه زيان خود كرده است.»
جهاد يكنوع رويارويى، و كشمكش با طرف ديگر است، و بدون شك هر كسى كه وارد ميدان مبارزه شود، آخرين حدّ توان خودرا به كار مىبندد تا پيروز شود. بنابراين بر شخص مؤمن است كه او نيز تمام قدرت خود را به كار اندازد.
ب- قرآن كتاب جهاد است زيرا يك شيوه فراگير براى زندگى است، وآن سرشار از قدرت وحكمت و به چالش كشيدن شيوههاىجاهلى است. و هنگاميكه مؤمنان مسؤوليت پياده كردن قرآن را به عهده مىگيرند، به وسيله آن با دشمنان به جهاد برمىخيزند، جهادى بزرگ و فراگير، جهاد با كلمه طيّبه، با كلمه درهم كوبنده، با عمل مستمر و بىوقفه، با آمادگى كامل و با مبارزه مسلّحانه، اين يك جهاد بزرگ و فراگير است. از اين بصيرت نكات ذيل را مىآموزيم:
اوّل- ضرورت فراگير بودن ديدگاه مجاهد. مجاهد تنها به يك بعد از ابعاد مبارزه نگاه نمىكند، بلكه مبارزه فرهنگى وتبليغاتى، و در كنار آن مبارزه سياسى و اجتماعى، و در كنار آنها مبارزه نظامى و مسلّحانه با همه ابعاد خود در برنامههاى مجاهدقرار دارد.
دوّم- ضرورت هدايت گرفتن از وحى و استفاده از قرآن كريم در همه ابعاد مبارزه. اين ضرورت براى آن است كه مجاهد، حدود وثغور دين را نشكند و از طريق هدايت، منحرف نشود.
سوم- چون جهاد داراى ابعاد گوناگون و مختلف است، پس مؤمن با همه توان و انرژى خود جهاد مىكند؛ جهاد با انديشه منظّم وسيستماتيك و توام با نوآورى و ابتكار در برنامه ريزىها؛ جهاد با مال و انفاق دارايى خود، جهاد با سلاح سخن و قلم و سايرابزارهاى تبليغاتى، جهاد از طريق روابط اجتماعى تا آنجا كه خون خود را در جهاد ايثار مىكند كه اين والاترين درجه جهاد ومافوقهر نيكى قرار دارد.
دوستان و اولياى خدا
برخى از مؤمنان، معارج كمال و تقرّب به ذات حق را از طريق مراحل ومراتب بلند و متعالى به ترتيب ذيل طى مىكنند:
[١] سوره بقره، آيه ٢٨٦.