احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٣ - مقدمه
مقدّمه
طهارت آيينه فطرت
درباره خود بينديش، سپس به طبيعت پيرامون خود نگاه كن، چه مىبينى؟ آيا نمىبينى كههر چيزى در عالَم وجودت و در جهان پهناور هستى، به خوبى و به زيبائى، سازمان و سامانيافته است؟ از اجزاى بسيار ريز و ناچيز اتم تا كهكشانهاى حاوى ميليونها خورشيد، همه وهمه به عنوان آفريده كردگار حكيم، نشان دهنده سنّت حكيمانهاى است كه خداوند براى آنهاتقدير كرده است.
اين سنّتها همان فطرت الهى است كه انحراف از آن باعث تباهى و بازگشت به آن موجباصلاح مىشود. طهارت، بيانى از فطرت خدا در انسان است و از همين رو هر چيزى كه بهسود انسان و شايسته او باشد، حتماً نوعى از طهارت و پاكى را با خود همراه دارد و هر چيزىكهبه زيان او و باعث تباهى او باشد، مصداق ناپاكى وآلودگى مىباشد.
خصلت راستى چون به نفع انسان و موجب اصلاح اوست، نمونه و نشانهاى از طهارتقلب است و همچنين ايثار، فداكارى و بخشش و ... امّا دروغ چون بر خلاف فطرت انسان ويكنوع انحراف از سنّت خداست، علامت ناپاكى و پليدى قلب است و همچنين خيانت وخودخواهى ...
نجاستها و ناپاكهايى مانند ادرار، مدفوع و منى، به انسان زيان مىرساند وطبيعت انسانىهم به همين جهت يعنى به علّت فساد و آلودگى آنها را از درون جسد و بدن به بيرون مىراند امّارهايى از آنها يكنوع طهارت و پاكى است و ...
خداوند متعال بندگانش را به طهارت دستور داده است، هم در آنچه مربوط به «روح» است وهم در سطح «بدن» و هم د «رمحيطزيست» و بدين ترتيب دين اسلام، اجتناب از آلودگى واهتمام به پاكيزگىرا در تمام ابعاد و سطوح آن به عنوان يك حكم و يك قانون، وضع و مقرّر كرده است. خداوندسبحان درباره طهارت روح مىفرمايد: