احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٩٤ - نماز جمعه در قرآن كريم
ولايت عامّه فقهاى عادل مربوط مىشود، پس كسانى كه چنين معتقدند كهاينان ادامه حكومت معصومانعليهم السلام و داراى نيابت عامّه از جانب ايشاناند و بر اينان است كه تمام واجبات شريعت را از اقامهحدود، وواجب ساختن جهاد، و زكات و .. و .. اجرا كنند، و پيداست كه نماز جمعه بزرگتر از برپاداشتن حدود ودفاع از نواميسمسلمانان نيست، اقامه جمعه را نيز يكى از شؤون ولىّ فقيه دانستهاند، امّا كسانى كه برپاداشتن حكومت اسلامى را در غيبت اماممعصوم باور ندارند، نماز جمعه را نيز جايز نمىدانند، زيرا در اغلب، اذن امام را در مورد آن شرط مىدانند ونماز جمعه را مانندحدود و قصاص و جهاد از شئون ويژه امام معصوم مىشمارند.
روز جمعه روز عيد مسلمانان و سرور و آقاى روزهاست و شب جمعه شب عبادت و تهجّد است. دراين شب مردم به راز و نيازبيشتر به درگاه پروردگار و پرداختن به مستحبّات و زيارت قبور براى يادآورى از مردگان و طلب رحمت براى آنان و عبرت گرفتن ازسرنوشتشان، فراخوانده مىشوند، بويژه زيارت حرم امامانعليهم السلام مخصوصاً حرم سيّد الشهداء ابى عبداللَّه الحسينعليه السلام، وتجديد عهدبا پيامبر و اهل بيت او و امام زمانعليهم السلام، بر رهسپارى و پايدارى بر خط رسالت.
همچنان كه صله رحم و توجّه به بيچارگان و بينوايان و ديدار با برادران در اين روز شريف شايسته است.
همچنان كه شايسته است آدمى دراين روز به حساب خود برسد و خود را ارزيابى كند تا بر پيروى از برنامههاى درست و مقاومتدر برابر انحرافات وگمراهيها تجديد عزم كند.
براستى كه روز جمعه روز بازى و سرگرمى و بيهوده گذرانى نيست بلكه فرصتى است براى مؤمن كه تمام وجود خود را صرفعبادت و ذكر خداوند با بهترين اعمال در آن روز كند و نماز جمعه را با واجبات و خطبهها و مظهر اجتماعى آن برپا دارد.
پس هر مؤمنى مكلّف است كه اگر مانعى مشروع در پيشگاه خداوند، مانع او نشود، به اين فرمان الهى گردن نهد و آن را عملىكند، و وقتى خداوند هر هفته مؤمنان را به نماز جمعه فرامىخواند، بىگمان اين فريضهاى است كه به عنوان مقياس و وسيله سنجشوحدت امّت وآزمون صدق ايمان آن به ميزان هماهنگى وفرمانبردارى از اين تكليف ربّانىِ حكيم، به كار مىرود.
وقتى قرآن مؤمنان را به دويدن و شتافتن- شتافتن روح پيش از كالبد- به سوى فضيلت و ذكر خدا ندا مىزند، ما بايد قبلاز هر چيزخود را از زنجيرها و بندهايى كه ما را سنگين كرده و بر زمين مىكشاند، هرچه باشد خواه مادّى يا معنوى، آزاد كنيم، و اين انديشه، رابطه ميان دعوت به شتافتن به ذكر خدا و امر به ترك ديگر امور دنيا همچون دادوستد را هنگام نماز جمعه براى ما تفسير مىكند.
شايد انسان در نخستين نظر كه بدين حكم الهى مىانديشد احساس كند كه اين حكم با منافع