احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٩٢ - نماز جمعه در قرآن كريم
«اى كسانيكه ايمان آوردهايد! چون نداى نماز روز جمعه در داده شد به ياد خدا بشتابيد و داد وستد را رها كنيد. اين براى شما بهتراست اگر بدانيد* و چون نماز پايان يافت، در زمين پراكنده شويد ورزق و فضل خدا را طلب كنيد و خدا را فراوان ياد كنيد باشد كه رستگارشويد* و چون تجارتى يا بازيچهاى ببينند، پراكنده مىشوند و به سوى آن مىروند و تو را همچنان ايستاده رها مىكنند. بگو: آنچه نزدخداست از بازيچه و تجارت بهتر است و خدا بهترين روزى دهنده است.»
قرآن كريم از جمعه به عنوان عيد اين امّت سخن مىگويد و بر استقلال امّت در شعاير خودبه اضافه استقلال او در سالت و دين خود از ديگر امّتها، چون نصرانيان و يهوديان تأكيد مىكند كه هر يك رسالت خود (توراتو انجيل) و عيد خويش (شنبه و يكشنبه) را دارند [١].
قرآن در سوره جمعه، جايگاه و مفهوم حقيقى نماز جمعه و روز جمعه را در برنامه اسلام بيان مىكند، پس جمعه در بُعْدخارجى نشانه استقلال و در بُعْد داخلى نشانه وحدت و بهم پيوستگى است.
از اين جهات و جهاتى ديگر دعوت الهى به برگزارى نماز جمعه و ترك هر كارى اعمّ از سرگرمى و دادوستد و ديگر امور دنيايىشبيه آنها فرامىرسد، و بدين گونه برگزارى نماز جمعه نزد بعضى از مسلمانان (مذاهب و علماى آنان) به اجماع امّت بافراهم آمدن شرايط آن امرى واجب مىشود.
در كتاب من لايحضره الفقيه روايت شده است: «در مدينه هنگامى كه مؤذّن اذان روز جمعه را مىگفت، منادى بنابر گفتهخداوند در سوره جمعه حرمت خريد و فروش را در آن هنگام ندامىكرد.» [٢]
امام باقرعليه السلام اهتمام نسل اوّل مسلمانان را به نماز جمعه توصيف مىكند و مىگويد: «به خدا سوگند به من خبر رسيده استكه اصحاب پيامبرصلى الله عليه وآله از روز پنجشنبه براى نماز جمعه آماده مىشدند.» [٣]
و از جابر بن عبداللَّه آمده است كه گفت: ما با پيامبر خداصلى الله عليه وآله نماز مىگزارديم كه كاروانى از شتران با بار برسيد، مردم به سوى آنكاروان رفتند و جز دوازده نفر كه من نيز جزو آنها بودم باقى نماندند، پس اين آيه (آيه ١١ سوره جمعه) نازل شد. [٤]
[١] اشاراتى درباره اين انديشه در اخبار آمده است: پيامبر خداصلى الله عليه وآله گفت: «چه مىشود شما را اگر يكى از شما شامگاه پنجشنبه خود را براى جمعه آماده كند، همان گونه كه يهوديانشامگاه جمعه خود را براى شنبه آماده مىكنند؟» تفسير البصائر، ج ٤٦، ص ٣٤٥.
[٢] تفسير نورالثقلين، ج ٥، ص ٣٢٥ نقل كرده است.
[٣] - تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٥، نقل از كافى.
[٤] - تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٥، نقل از كافى.