احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨١ - پيمانها و ميثاقها
١- پيمانها و قراردادهاى بين المللىاى كه دولت اسلامى آنها را امضا نموده واجبالاتّباع است، مانند پيمان منع استفاده ازسلاحهاى كشتار جمعى (سلاحهاى اتمى، شيميايى، بيولوژيكو مانند آنها) و پيمان رفتار با اسيران جنگى، اهالى غير نظامى و نمايندگان صليب سرخو مانند آنها.
٢- اگر بين دولت اسلامى و طرف مقابل پيمان يا قرارداد خاصّى امضا شده باشد، بايد به آن پايبند بود تا زمانى كه طرف مقابل بهآن پايبند است.
٣- عهد و قراردادى كه فرماندهى جنگ در حين جنگ با دشمن امضا مىكند مانند عهد ذمّه وپناهندگى، واجبالاحترام است. واگر فردى از مسلمين يكى از افراد دشمن را امان بدهد، جايز است و بر ساير مسلمانان نيز واجب است كه احترام آن را نگهدارند، ولىاگر ولىّ امر و رهبر مسلمين از دادن ذمّه و پناهندگى منع كند بر مسلمانان است كه از او پيروى نمايند.
٤- فرمانده جنگ مىتواند براى هر كس از دشمن كه بخواهد، امان بدهد مشروط بر اينكه اين اقدام جزء اختيارات تفويض شده بهاو باشد.
٥- عقد امان مانند ساير عقود است در شرايط صلاحيّت عاقد و اينكه او بايد بالغ و عاقل ومختار باشد، و در شرايط صيغه مثلاينكه صيغه عقد واضح و روشن باشد. پس اگر كودك يا مكُرَه (كسى كه مجبور شده) پناه بدهد، به پناه دادن او اعتنانمىشود و همچنين اگر مسلمان، سخن متشابه و غير روشنى بگويد مثل اينكه او را به جلو آمدن فراخواند و او خيال كند كه به او پناهدادهاند، امان محسوب نمىشود.
٦- اگر كافر گمان كند كه مسلمان به او امان داده است و سلاحش را به زمين بگذارد، فقها واجب مىدانند كه او را به محلّ امنىببرند، و كشتن و يا اسير كردن او را جايز نمىدانند. برخى از روايات هم بر اين امر دلالت مىكند.
٧- فرستاده دشمن كشته نمىشود و همچنين كسانيكه در حكم او هستند مانند افراد صليبسرخ و ناظران جنگ و كسانيكه امانعرفى دارند.
٨- وقت امان دادن، قبل از پايان جنگ است و اگر مسلمانى اقرار كند كه براى كافرى در هنگام جنگ امان داده است، اقرار اوقبول و اجرا مىشود، ولى بعداز ختم جنگ جز امام كسى ديگر حق امان دادن ندارد. و اگر مسلمانى دراين هنگام اقرار كند كه بهكافرى پناه داده است، پذيرفته نمىشود مگر اينكه با دليل ثابت شود.
٩- دولت اسلامى حق دارد به هر كس از كفّار كه بخواهد، از طريق رواديد ورود دادن، پناه بدهد و دراين صورت آنان تا زمانى كهدر وطن اسلامى هستند، زير سرپرستى اسلام هستند وامنيّت دارند، و براى هيچكس جايز نيست با آنان پيمان شكنى كند، و اگر ازدارالاسلام خارج