احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٥٩ - نقش خمس در موجوديت مذهبى
علماى بزرگ اسلام از همه مذاهب اسلامى در نوشتههاى خود بر ضرورت محبّت اهلبيتعليهم السلام تأكيد كرده وحتّى آن را بعنوان يكى از پايههاى دين محسوب مىنمايند؟
از افرادى كه خواستار وحدت ميان مذاهب اسلامى و ادغام آنان به همديگر هستند مىخواهيم تا به ويژگيها و خصوصيات شرعىو عمومى تشيّع و شيعه اهتمام ورزند و كوشش نمايند تا اين ويژگيها را به ديگران ابلاغ كنند. و اللَّه المستعان.
نقش خُمس در موجوديت مذهبى
با بررسى تاريخ موجوديت مذهبى تشيّع در طول چهارده قرن گذشته، باور واعتقاد ما نسبت به حكمت و فلسفه تشريع خمسبيشتر مىگردد، زيرا خمس نقش اساسى در ساختن كيان دينى تشيّع ايفا نمود، به گونهاى كه بعنوان اساس وپايه آن درآمد و اگر ايناصل وجود نمىداشت، شايد اين موجوديت، متزلزل ومورد مخاطره قرار مىگرفت.
حوزههاى علميّه كه همواره مشعل فروزان هدايت، و سمبل استقلال و سنگر دفاع از ارزشهاى الهى بوده و هست، از راه نظامپرداخت حقوق شرعى مخصوصاً خمس پابرجا و استوار ماندهاند.
درست است كه اساس استقلال علما، و راز قدرت موجوديت دينى تشيّع، داشتن روح شهادتطلبى است كه علماء ما ازاهلبيتعليهم السلام به ارث بردهاند، كه همواره مىفرمودند:
«القتل لنا عادة وكرامتنا من اللَّه الشهادة
» «كشته شدن براى ما يك سُنّتاست و عزّت ما از سوى خدا شهادت است.» و از همين رو كشتار و ظلم طاغوتيان عليه آنان هيچ تأثيرى نگذاشت بلكه هميشهعاشق پيوستن به كاروان شهداى پيشين خود، بودند. دليل اين مدّعا فهرست بلند شهداء از علماء بزرگ دين از دوران اوّل ظهور اسلام تاامروز است. همه اين موارد درست است، ولى استقلال مالى آنان بر خمس استوار بود. پس علماى تشيّع توانستند با خون خود وآمادگى براى شهادت در راه خدا در برابر فشار و اختناق طاغوتيان حاكم و صاحبان قدرت ايستادگى كنند، و به واسطه خمس در برابرفريبكاريها و تطميع صاحبان ثروت مقاومت نمايند.
كسانى كه خُمس مىدهند بايد بدانند اين بخشش (خمس)، بهاى برافراشته ماندن پرچم اهلبيتعليهم السلام و بهاى بقاىحوزههاى علميّه، با اثرات و بركات غير قابل شمارش آن است بلكه بهاى استقلال خود پرداخت كنندگان خمس و بهاى عزّت وسربلندى خود آنان است.
امّا آنان كه در اعطاى خمس كوتاهى مىكنند نيز بايد بدانند كه نه فقط گناهى در حق تأديه حقوق خدا و حق سادات از خاندانرسول اللَّه مرتكب شدهاند، بلكه به ارزشهايى كه به آن اعتقاد دارند، نيز توهين كردهاند و- دانسته يا ندانسته- در نابود كردننشانههاى دين و انتشار