احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١٢ - خودآرايى به مكارم اخلاق
قلت: يا جبرئيل فما تفسير الزهد؟ قال: يحب من يحبخالقه، ويبغض من يبغض خالقه، ويتحرّج من حلال الدنيا، ولا يلتفت إلى حرامها، فإنّ حلالها حساب، وحرامها عقاب، ويرحم جميع المسلمين كما يرحمنفسه، ويتحرّج من الكلام كما يتحرّج من الميتة التي قد اشتدّ نتنها، ويتحرّج عن حطام الدنيا وزينتها كما يتجنّب النار أن يغشاها، وأن يقصر أمله، وكأنّ بينعينيه أجله. قلت: يا جبرئيل، فما تفسير الإخلاص، قال: المخلص الذي لا يسأل الناس شيئاً حتى يجد وإذا وجد رضي، وإذا بقي عنده شيء أعطاه في اللَّه، فإن لميسأل المخلوق فقد أقرّ للَّه بالعبودية، وإذا وجد فرضي فهو عن اللَّه راض، واللَّه تبارك وتعالى عنه راض، وإذا أعطى اللَّه عزّ وجلّ فهو على حدّ الثقة بربّه. قلت: فماتفسير اليقين؟ قال: المؤمن يعمل للَّه كأنّه يراه، فإن لم يكن يرى اللَّه فإنّ اللَّه يراه، وأن يعلم يقيناً أنّ ما أصابه لم يكن ليخطيه، وما أخطأه لم يكن ليصيبه، وهذاكلّه أغصان التوكّل ومدرجة الزهد» [١].
«اى پيامبر خدا! خداوند مرا با هديهاى به سوى شما فرستاده است كه به كسى قبل از شما آن را عطا نكرده است. پيامبرصلى الله عليه وآلهفرمود: آن هديه چيست؟ جبرئيل گفت: شكيبايى و بهتر از آن. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: خشنودى و بهتر ازآن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: زهد و بهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: اخلاص وبهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: يقين و بهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: نردبانى كه با آن مىتوان به سوى آنها بالا رفت، توكّل بر خداوند است. پيامبر فرمود: گفتم: توكّل بر خدا چيست؟ جبرئيل گفت: دانستناينكه مخلوق ضرر نرساند و نفع ندهد و عطا نكند و منع ننمايد و نااميدى از خلق. پس زمانيكه بندهاى چنين شد، براىكسى جز خداوند عمل نكند و جز از خداوند، اميد و ترس نداشته باشد وبه كسى غير از خداوند طمع نبندد پس اين همان توكّل است. گفتم: اى جبرئيل! پس تفسير شكيبايى چيست؟ جبرئيل گفت: اين كه در سختى صبر كنى چنانكه در فراخى صبر مىكنى، و در ندارى صبر كنىچنانكه در دارائى صبر مىكنى و در بلا صبر كنى چنانچه در عافيت صبر مىكنى. پس مؤمن از حال خود در نزد مخلوق و از آن بلا ومصيبتىكه برايش رسيده است شكايت نمىكند. گفتم: تفسير قناعت چيست؟ جبرئيل گفت: مؤمن قانع مىشود به آنچه از دنيا برايش برسد، قناعت كند به اندك وشكر نمايد به اندك. گفتم: تفسير خشنودى چيست؟ گفت: خشنود كسى است كه به آقايش ناخشنودى نكند چه از دنيابهرهمند شود يا نشود، و براى خود به عمل كم راضى نشود. گفتم: اى جبرئيل تفسير زهد چيست؟ جبرئيل گفت: زاهد دوست مىداردكسى را كه آفريدگارش او را دوست مىدارد، ودشمن مىدارد كسى را كه آفريدگارش او را دشمن مىدارد، حلال دنيا را برخود سختمىگيرد و به حرام دنيا اصلًا التفات ندارد، همانا در حلال دنيا حساب و در حرام آن
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٤، ص ١٥١، حديث ٣١.