احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧٠ - نماز مطارده
حالت اضطرارى ديگر كه هيچ فرصتو مجالى براى نماز خواندن به شيوه عادى، باقى نمىگذارد نه به صورت تمام و نه شكسته.
٢- و چون نماز در هيچ حالى ترك نمىشود، بر مسلمان واجب است كه دراين حالات به هر ترتيب ممكن نماز را بجا آورد: نشسته يا ايستاده يا خوابيده يا پياده يا سواره، رو به قبله يا به غير قبله و لازم است كه همه اجزا و شرايط را به قدر توان انجام دهد وآنچه را نمىتواند، جايگزين آن را بجا آورد. به عنوان مثال اگر نمىتواند ركوع و سجود انجام دهد، با سر اشاره كند و اگر نمىتواند، باچشم اشاره كند و اگر قدرت هيچ چيز نداشته باشد، با تسبيح گفتن، نماز را بجا آورد يعنى بجاى هر ركعت نماز «سبحان اللَّهوالحمد للَّه ولا إله إلّا اللَّه واللَّه اكبر» بگويد و ركوع و سجده ساقط است و سعى كند تكبيرةالاحرام را اگر امكان دارد رو به قبلهبگويد.
اگر نماز را با هر كيفيّتى كه براى او ميسّر است بجا بياورد، ان شاء اللَّه صحيح است، نه اعاده دارد و نه قضا.
اين مسأله فروعى دارد كه در سطور ذيل بيان مىشود:
اوّل- اگر از دور چيزى را ببيند و آن را دشمن يا دزد يا حيوان درنده گمان كند و به حسب ظاهر مطمئن هم شود، پس نماز راشكسته و بصورت نماز خوف بخواند ولى بعد آشكار شود كه اشتباه كرده است، نمازش صحيح بوده و اعاده ندارد.
دوّم- اگر احتمال دهد كه ممكن است قبلاز فوت وقت نماز، عذر او برطرف شود، بنابر احوط- در حالات خوف و مطارده- نمازرا به تأخير بيندازد تا اينكه وقت تنگ شود.
سوم- كسانى كه دچار حالات اضطرارى مىشوند كه به آنها اجازه نمىدهد نماز را به شيوه معمولى و عادى بجا بياورند، اگر درخوف و سفر هستند، بايد نماز را از نظر كمّيّت (تعداد ركعات) و كيفيّت (شرايط و اجزاء) شكسته بخوانند واگر در خوف و سفر نيستند تنها از نظر كيفيّت شكسته بخوانند. مثالهاى آن از اين قبيل است:
١- كسى كه در ميان دريا و به انتظار نجات با امواج آب دست وپنجه نرم مىكند.
٢- كوهنوردى كه سقوط كرده و معلّق در ميان زمين و آسمان در انتظار نجات دهنده است.
٣- چتربازى كه چترش به جاى بلندى بند آمده و معلّق در هواست.
٤- زندانىاى كه در سلول كوچك و تنگى بسر مىبرد كه هميشه ايستاده است يا نشسته يا خوابيده و براى وضعيّت ديگرى وسعتندارد و همچنين است كسى كه براى مدّت طولانى در زندانهاى طاغوتها به صندلى شكنجه يا ستون بسته مىشود.
چهارم- اگر نماز مطارده را به شيوه غير معمولى شروع كند و در بين نماز عامل ضرورت واضطرار رفع شود، نماز را به شيوهمعمولى تكميل كند، و اگر برعكس به شيوه عادى شروع