احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١٧ - با توكل بر خدا نيت، استوار مىگردد
مىتواند از چنگ آنها رهايى يابد؟ تنها با توكّل بر خداست كه انسان مىتواند عزم خود را جزم ونيّت و اراده خويش را استوار و قلبخود را قوى گرداند و از همين جاست كه روايات توكّل بر خدا و تمسّك به ريسمان او را در همه امور مورد تشويق و ترغيب قرار دادهاست.
در احاديث شريف چنين آمده است:
١- از امام صادقعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«من اعطي ثلاثاً لم يمنع ثلاثاً: من اعطي الدعاء اعطي الإجابة، ومن اعطي الشكر اعطي الزيادة، ومن اعطي التوكّل اعطي على الكفاية. ثمّ قال: أتلوت كتاباللَّه عزّ وجلّ: وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ [١]، لَئِن شَكَرْتُمْلَأَزِيدَنَّكُمْ [٢]، ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ [٣]» [٤].
«به هر كسى كه سه چيز داده شود، او از سه چيز منع نمىشود: به هركه دعا داده شود، اجابت عطايش گردد، و به هر كه شكر دادهشود، زيادت در نعمت، عطايش گردد، و به هركه توكّل داده شود، كفايت عطايش گردد.»
سپس فرمود: «آيا كتاب خدا را خواندهاى كه مىگويد: هركه بر خدا توكّل كند، خدا او را كافى مىباشد.
اگر شكر كنيد مرا، نعمتهاى فزونتر براى شما خواهم بخشيد.
بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را.»
٢- امام سجّادعليه السلام فرمود:
«خرجت حتى انتهيت إلى هذا الحائط فاتّكأت عليه، فإذا رجل عليه ثوبان أبيضان ينظر في تجاه وجهي، ثمّ قال: يا عليّ بن الحسين، ما لي أراك كئيباًحزيناً ...
ثمّ قال: يا عليّ بن الحسين، هل رأيت أحداً دعا اللَّه فلم يجبه؟ قلت: لا. قال: فهل رأيت أحداً توكّل على اللَّه فلم يكفه؟ قلت: لا. قال: فهل رأيت أحداً سألاللَّه فلم يعطه؟ قلت: لا. ثمّ غاب عنّي»
[٥].
«روزى من بيرون آمدم تا به اين ديوار رسيدم و بر آن تكيه كردم، آنگاه مردى را ديدم كه در تن او دو جامه سپيد بود و به چهره مننگاه مىكرد. سپس گفت: اى على بن الحسين! چه شده است كه تو را پريشان و غمگين مىبينم؟ ...
تا اينكه گفت: اى على بن الحسين! آيا كسى را ديدهاى كه خدا را بخواند و خدا جوايش ندهد؟
[١] سوره طلاق، آيه ٣.
[٢] سوره ابراهيم، آيه ٧.
[٣] سوره غافر، آيه ٦٠.
[٤] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ١١، ص ١٦٧، حديث ٤.
[٥] همان، حديث ١.