احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢٨ - مقدمه
٣- گاهى هم شكستن نماز واجب مىشود، مثل اينكه نجات دادن جان انسان يا مالى كه حفظ آن از نظر شرع بر او واجب است، به شكستن نماز بستگى داشته باشد.
٤- اگر مشغول نماز باشد و متوجّه شود كه در مسجد نجاستى وجود داشته يا اينكه در حال نماز نجاستى در مسجد به وجود آيد، چنانچه بقاى نجاست باعث هتك حرمت مسجد يا به جهت ازدحام مردم، موجب انتشار و پخش شدن نجاست شود، واجب استكه نمازش را شكسته و مسجد را از نجاست پاك نمايد.
٥- اگر شكستن نماز بر نمازگزار واجب باشد ولى او در عين حال به نمازش ادامه داده و بهپايان برساند، ظاهر اين است كه نماز اوصحيح است، اگرچه به خاطر ترك واجب يعنى حفظ جان يا مال و يا پاك كردن نجاست از مسجد، گناهكار شده است.
دوم- احكام شكهاى نماز
مقدّمه
قبلاز بيان احكام شكهاى نماز، بايسته است دو مطلب را به عنوان مقدّمه بيان كنيم:
اوّل- حكم كردن به باطل شدن نماز در موردى كه نصّ و دليلى ندارد، مشكل است و لذا احتياط مقتضى است كه در هنگام شك- مخصوصاً در بعضى از اقسام شكها كه طبق نظر مشهور فقها موجب باطل شدن نماز مىگردد و آن را بيان خواهيم كرد- تا جائى كهامكان دارد سعى كند نماز خود را به طور صحيح بجاآورده و سپس اعاده نمايد مثلًا اگر در شك، طرف اقل صحيح وطرف اكثر باطلباشد مانند اينكه در نماز چهار ركعتى بين سه و پنج يا بين چهار و شش شك كند، بنا را بر اقل بگذارد و نماز را تكميل كند و سپساعاده نمايد و اگر بين سه و چهار و شش شك كند، بنا را بر اكثر صحيح (يعنى چهار) بگذارد و نماز را تكميل و بعد اعادهكند يا بنا را بر اقل (يعنى سه) گذارد و نماز را تكميل و سپس اعاده نمايد. بدين ترتيب احتياط در دورى كردن از باطلنمودن و شكستن نماز است بلكه تا حدّ امكان بايد نماز را به طور صحيح انجام دهد سپس از نو بجا آورد.
دوّم- يقين عبارت است از اينكه بدون شك و ترديد، علم به چيزى داشته باشد مانند اينكه نمازگزار علم داشته باشد كه در ركعتاوّل يا سوم و يا غيره قرار دارد.
امّا شك آن است كه بين دو يا چند طرف قضيه به طور مساوى و برابر، ترديد داشته باشد مثل اينكه ترديد داشته باشد كه درركعت دوّم است يا سوم و هر دو طرف براى او مساوى باشد و نتواند يك طرف را بر ديگرى ترجيح دهد.