احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١٣ - خودآرايى به مكارم اخلاق
عقاب است. او بر همه مسلمانان رحم مىكند چنانكه برخود رحم مىكند، واز سخن (بيهوده) دورى مىكند چنانكه از مردارى كه گندش شدّت يافته باشد دورى مىجويد. و از كالاىدنيا و زينت آن اجتناب مىكند چنانكه از آتش. و آرزويش را چنان كوتاه مىكند گويا اجلش پيش چشمش باشد. گفتم: اى جبرئيل! تفسيراخلاص چيست؟ گفت: مخلص كسى است كه از مردم سؤال نكند تا (آنچه را كه مىخواهد) پيدا كند وچون پيدا كرد به آن راضىمىشود، و چون چيزى در نزد او اضافه آمد، در راه خدا عطا مىكند. پس اگر از مردم درخواست نكرد همانا كه به عبوديت خدا اقرار كردهاست، و چون يافت و راضى شد پس او از خدا راضى شده است وخداوند هم از او راضى خواهد بود، و چون در راه خدا ببخشد او به حدّوثوق و اعتماد به پروردگارش رسيده است. گفتم: پس تفسير يقين چيست؟ جبرئيل گفت: مؤمن عمل مىكند براى خدا مانند آنكه خدا رامىبيند پس اگر او خدا را نمىبيند خدا او را مىبيند، و يقين كند كه آنچه به او رسيده، نمىتوانست خطا كند و به او نرسد، و آنچه به اونرسيده نمىتوانست به او برسد. اينها همگى شاخههاى توكّل و نردبان زهد وپارسائى است.»
٣- امام صادقعليه السلام فرمود:
«كان أمير المؤمنينعليه السلام يقول: نبّه بالفكر قلبك، وجاف عن الليل جنبك، واتّق اللَّه ربّك
» [١].
«حضرت علىعليه السلام مىفرمود: قلبت را با تفكّر آگاه گردان، شبها به عبادت خداوند بپرداز و تقواى خداوند و پروردگارت را پيشهكن.»
٤- حسن صيقل گفت: از حضرت صادقعليه السلام پرسيدم درباره حديثى كه مردم روايت مىكنند كه «يك ساعت انديشيدن بهتراز يك شب عبادت كردن است» و گفتم: چگونه انديشه كند؟ فرمود:
«يمرّ بالخربة أو بالدار فيقول: أين ساكنوك؟ أين بانوك؟ ما لك لا تتكلّمين
» [٢].
«به خرابهها و خانهها گذر مىكند و مىگويد: كجايند ساكنان تو و كجايند بانيان تو؟ چرا سخن نمىگوئيد؟»
٥- هارون الرشيد به امام ابوالحسن موسى بن جعفرعليه السلام نوشت: مرا اندرز بده و خلاصه بگو. امامعليه السلام به او نوشت:
«ما من شيء تراه عينك إلّا وفيه موعظة
» [٣].
«هيچ چيزى نيست كه چشمت آن را ببيند مگر در آن موعظه و اندرزى نهفته است.»
٦- مردى خدمت امام صادقعليه السلام آمد و گفت: اى پسر رسول خدا! از مكارم اخلاق براى من
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٥، ص ١٥٣، حديث ١.
[٢] همان، حديث ٢.
[٣] همان، ص ١٥٤، حديث ٦.