بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٧
و على كلّ حال فانّ مثل هذه الجمل و المركّبات ليست مجملة فى حدّ انفسها و قد يتّفق لها ان تكون مجملة اذا تجرّدت عن القرينة الّتي تعيّن انّها لنفى تحقّق الماهيّة حقيقة او لنفيها ادّعاءا و تنزيلا.
ترجمه:
تنبيه تحقيق مرحوم مصنّف در اطراف بحث
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بعيد نيست بگوئيم:
در تمام مواردى كه كلمه « لا » در كلام است محذوف كلمه « موجود » يا آنچه داراى معناى آن است مىباشد منتهى در برخى موارد قرينه قائم است كه مقصود نفى وجود بطور حقيقى نيست در اين مواضع البتّه نفى را مىبايد بر نفى وجود ادّعائى حمل نمود يعنى بگوئيم:
چون اثر مطلوب و مرغوب يا اثرى كه مورد انتظار بود بر موجود مترتّب نگشته لاجرم بمنزله معدوم مىباشد و بتعبير ديگر:
ادّعاء مىكنيم موجود خارجى از افراد جنسى كه نفى بآن تعلّق گرفته نمىباشد زيرا اثر مطلوب بر آن بار نگرديده، بنابراين مثل: لا علم الّا بعمل.
معنايش اينستكه: علم بلا عمل مانند عدم علم مىباشد زيرا فائدهاى كه از علم انتظار دارند عمل است و وقتى اين فائده و اثر بر آن مترتّب نشد پس وجود علم بمنزله عدمش مىشود.
و نيز مثل: لا اقرار لمن اقر بنفسه على الزّناء.
معنايش اينستكه اقرار وى بمنزله عدم اقرار است زيرا اين اقرار نافذ نمىباشد.
و همچنين مانند: لا سهو لمن كثر عليه السّهو.
معنايش اينستكه سهو شخص كثير السّهو مانند عدم سهو است زيرا آثار سهو