بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٨
بر آن مترتّب نيست يعنى انجام سجود يا نماز احتياط يا احيانا بطلان نمازى كه در آن سهو واقع شده هيچيك از اين آثار در حق كثير السّهو نمىباشد پس از نفى اين آثار مىتوان كشف نمود كه كثير السّهو بمنزله غير ساهى قرار داده شده.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه گفته شد در وقتى است كه نفى از جهت تكوين و وجود شيئ باشد، امّا در صورتيكه نفى راجع به عالم تشريع و جعل حكم باشد بايد بگوئيم:
اگر نفى به فعل تعلّق گرفت نفى فعل دلالت مىكند بر عدم ثبوت حكم براى آن در شريعت نظير:
لا رهبانيّة فى الاسلام (گوشهنشينى در اسلام نيست).
معناى عدم ثبوت رهبانيّت، عدم تشريع آن بوده باينمعنا كه افراد مرخّص در آن نيستند.
و مثل: لا غيبة لفاسق.
معناى عدم ثبوت غيبت براى فاسق آنستكه اين غيبت حرام نيست.
و همچنين: لا غش فى الاسلام، و لا عمل فى الصّلوة و لا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحجّ و لا جماعة فى نافلة، تمام معنايشان اينست كه اين افعال مشروع نيستند.
ولى اگر نفى بعنوانى تعلّق گرفته باشد كه انطباقش بر حكم صحيح باشد اين نفى دلالت دارد بر اينكه حكمى كه اين عنوان بر آن منطبق شود تشريع نگرديده مانند: لا حرج فى الدّين.
يعنى حكمى كه حرج بر آن منطبق گردد در شرع انور جعل نشده.
يا مانند: لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام.
يعنى حكمى كه عنوان ضرر بر آن صدق كند در شريعت جعل نگرديده است.
و بهر تقدير مثل اين قبيل از جملات و تراكيب فى حدّ نفسها مجمل نبوده بلكه گاهى بخاطر تجرّدشان از قرينهاى كه معيّن كند نفى براى نفى ماهيّت بطور