دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ٢/ ٣ ١ جايگاه او نسبت به من، مثل جايگاه من نسبت به خداست
٣٢٠٠. الأمالى، طوسى به نقل از عبد اللّه بن مسعود: پيامبر خدا را ديدم، در حالىكه دستش در دست على بن ابى طالب ٧ بود و آن را مىچرخانْد. گفتم: اى پيامبر خدا! جايگاه على نزد تو چگونه است؟
فرمود: «مثل جايگاه من نزد خدا».
٣٢٠١. بشارة المصطفى به نقل از ابن مسعود: پيامبر خدا در حالى كه دست در دست على ٧ داشت و به وى لبخند مىزد، به من نگاه كرد. گفتم: اى پيامبر خدا! جايگاه على نزد تو چگونه است؟
فرمود: «چون جايگاه من نزد خداى عز و جل».
٣٢٠٢. تاريخ دمشق به نقل از جابر بن عبد اللّه: پيامبر خدا حركت كرد تا به خُم رسيد. مردم از او كناره گرفتند و على بن ابى طالب ٧ با وى فرود آمد. دورى مردم از وى، بر پيامبر ٦ سنگين آمد. به على ٧ دستور داد تا مردم را گرد آورَد. وقتى آنان گِرد آمدند، برپا ايستاد و در حالى كه به على ٧ تكيه داده بود، حمد و سپاس خداى را به جا آورد و فرمود: «اى مردم! طفره رفتن و دورى گزيدنتان از من، بر من گران آمد، به گونهاى كه پنداشتم هيچ درختى نزد شما از درختى كه پيش من است، ناگوارتر نيست».[١]
آنگاه فرمود: «امّا خداوند، على بن ابى طالب را نسبت به من، همچون من نسبت به خودش قرار داده است. خداوند از او خشنود باشد، چنانكه من از او خشنودم؛ زيرا او هيچ چيزى را بر نزديكى و محبّت من برنگزيده است».
آنگاه، دو دست خود را بلند كرد و فرمود: «پروردگارا! آن كه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست. پروردگارا! دوستدار على را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار».
ر. ك: ج ٢ ص ٣٧ (احاديث منزلت).
[١] گويا پيامبر ٦ نزد درختى بود و آنانى كه مىدانستند منظور پيامبر ٦ از گردآورى مردم چيست، از نزديك شدن به آن مكان، خشنود نبودند و اشاره پيامبر خدا به اين امر است.( م)