دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٣ - ٣/ ٧ امام به شعر، خود را توصيف مىكند
و كُشنده هر بزرگ و رئيس
و جبّارى كه بزرگ مىنمود، در [راه] اسلام.
[خدا] در قرآن، ولايت مرا بر آنان لازم كرده است
و پيروى مرا در قرآن، واجب ساخته است.
همانگونه كه هارون نسبت به برادرش موسى بود
من نيز برادر اويم و نام من همان است.
از اينرو، مرا امام آنان قرار داد
و در روز غدير خم، بدان خبر داد.
كدام يك از شما در سهم داشتن، همسنگ من است
و در اسلام آوردن، يا سابقه و نسبت؟!
واى، آنگاه، واى و آنگاه، واى
بر كسى كه فردا، خداى را به گناه ستم كردن بر من، ملاقات كند!
واى، واى و باز هم واى
بر منكر پيروى من و آن كه بر ستم بر من افزود!
واى بر آن كه به نادانى شقاوت مىورزد
و بدون سر زدن جرمى از من، با من دشمنى مىكند!
٣٧٠١. شرح نهج البلاغة: ابوطالب، هرگاه محلّ خواب پيامبر ٦ معلوم بود، بسيارى وقتها بر وى نگران مىشد و او را از جايش بلند مىكرد و پسرش على ٧ را به جاى او مىخوابانْد. شبى على ٧ به وى فرمود: «اى پدر! من كشته مىشوم». ابوطالب گفت:
پسرم شكيبايى كن كه شكيبايى عاقلانه است
راه هر موجود زندهاى به مرگ مىانجامد.
تقدير در دست خداست و آزمايشى سنگين است
فدا شدن در راه دوست و فرزندِ دوست.
در راه بزرگْ برخوردار از حَسَب درخشان
و سخاوت، و كريمى كه نجيب است.