دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣ - ٣/ ٥ ٥ هفتتا و هفتتا تحقق يافته و يكى باقى مانده
خود را اظهار کرد».
آنگاه، على ٧ رو به يارانش كرد و فرمود: «آيا چنين نبود؟».
گفتند: چرا، اى امير مؤمنان!
على ٧ فرمود: «و امّا هفتمى، اى برادر يهود! پيامبر خدا با من عهد كرد كه در آخرين روزهايم با گروههايى از يارانم بجنگم كه روزها روزه مىگيرند و شبها شب زندهدارى مىكنند و قرآن مىخوانند و با مخالفت با من و جنگشان عليه من، از دين، چون تير از كمان مىگريزند كه در بين آنان، ذو ثُدْيَه[١] قرار دارد، و به كشتن آنان براى من، سعادتْ مقرّر شده است.
هنگامى كه به اين جا رسيدم (يعنى پس از جريان حكميت)، گروهى از مردم به سرزنش گروه ديگرى در آنچه كه از جريان حكميّت بدان رسيده بودند، پرداختند و چارهاى در پيش خود نديدند، جز آن كه بگويند:" بر فرمانرواى ما سزاوار است كه با آن كه خطا كرده، بيعت نكند و بر پايه نظر درست، بر كشتن خود و كشتن هر كه از ما كه با وى مخالفت كرده، حكم كند. او با پيروى از ما و اطاعت از ما در كار خطا، كافر شده و با اين كار، كشتن خود و ريختن خونش را براى ما حلال گردانيده است".
بر اين كار، گِرد آمدند و با ميل خود و لجبازى خارج شدند، در حالىكه با صداى بلندشان فرياد مىزدند:" حكم جز براى خدا نيست".
آنگاه، چند گروه شدند. گروهى به نُخَيله، گروهى به حَروراء و گروه ديگر، با ميل خود و با لجبازى، به سمت شرق به راه افتادند و از دجله گذشتند و به هيچ مسلمانى نگذشتند، جز آن كه او را آزمودند. هركس از آنان را كه پيروى كرد، زنده گذاشتند و هركس را كه مخالفت كرد، كشتند.
به سوى دو گروه اوّل، بيرون شدم، يكى پس از ديگرى، و آنان را به پيروى از
[١] ر. ك: ص ١٦٧، پاورقى ح ٣٤٤٢.