دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١ - ٢/ ٤ ١٥ فرمانبرى از او فرمانبرى از خدا
٣٣٦١. پيامبر خدا ٦: آن كه على را فرمان برَد، مرا فرمان بُرده، و آن كه على را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است، و آن كه مرا نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است. آن كه على را دوست دارد، مرا دوست داشته، و آن كه مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته است.
٣٣٦٢. پيامبر خدا ٦ به على ٧: آن كه مرا فرمان بَرَد، خدا را فرمان برده، و آنكه مرا نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است، و آن كه تو را فرمان بَرَد، مرا فرمان برده، و آن كه تو را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است.
٣٣٦٣. پيامبر خدا ٦ به عمّار: پس از من در بين امّتم ناروايىهايى رخ خواهد داد، بهطورى كه شمشير در بينشان ردّ و بدل مىگردد و گروهى گروه ديگرى را خواهند كشت و بعضى از بعض ديگر، برائت خواهند جُست. هنگامى كه چنين اوضاعى را ديدى، بر توست روى آوردن به اين اصلعِ[١] نشسته در سمت راست من، على بن ابى طالب. اگر همه مردم به راهى رفتند و على به راهى، راه على را بپيما و از مردم، كنارهگير. على، تو را از هدايتْ دور نمىكند و به پستى راهنمايىات نمىكند. اى عمّار! فرمانبرى از على، فرمانبرى از من است، و فرمانبرى از من، فرمانبرى از خداست.
٣٣٦٤. پيامبر خدا ٦ درباره على ٧: آن كه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته، و آن كه او را فرمان بَرَد، مرا فرمان برده است.
٣٣٦٥. پيامبر خدا ٦ درباره على ٧: فرمانبرى از او پس از من، بهسان فرمانبرى از من، بر امّتم واجب است.
٣٣٦٦. پيامبر خدا ٦: اى على! تو امين امّت منى و پس از من، حجّت خدا بر آنانى. سخن تو سخن من است، فرمان تو فرمان من، فرمانبرى از تو، فرمانبرى از من، بازداشتنِ تو
[١] اصلع به كسى گفته مىشود كه جلوى سرش بىمو باشد.( م)