دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩ - ٦/ ٤ ابوذر غفارى
دوستى او، چون توفانى كه برگ را از درختان مىريزد، گناهان را از دوستدارانش بريزد. از پيامبر ٦ چنين چيزى را شنيدم.
گفتند: آن شخص كيست؟
گفت: همين مردى كه به سويتان مىآيد؛ پسر عموى پيامبرتان. آن كه ياران محمد ٦ به او نيازمندند و او به آنان نياز ندارد. از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «على، درِ دانش من است و پس از من، بيان كننده آن چيزى است كه به آن برانگيخته شدم. دوستىاش ايمان و دشمنىاش نفاق و نگاه كردن با مهر و محبّت به او عبادت است».
از پيامبرتان رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: «مَثَل كسانِ من در بين امّتم، مَثَل كشتى نوح است كه آن كه بدان سوار شود، نجات پيدا مىكند، و آن كه از آن روى بگردانَد، غرق مىگردد؛ و همچون باب توبه بنى اسرائيل است. آن كه بدان وارد شود، آسوده و با ايمان است و آن كه آن را ترك كند، كافر است».
آنگاه على ٧ رسيد، ايستاد و سلام كرد. سپس فرمود: «اى ابوذر! آن كه براى آخرت كار كند، خداوند، كار دنيا و آخرتش را برآورده مىكند، و آن كه بين خود و خدايش را نيكو سازد، خداوند بين او و بندگانش را نيكو مىسازد، و آن كه پنهانش را نيكو سازد، خداوند، آشكارش را نيكو خواهد كرد. لقمان حكيم به پسرش از روى پنددهى گفت: اى پسرم! چه كسى خداى عز و جل را جُسته و نيافته است؟ چه كسى به خدا پناه آورده و خداوند از او حمايت نكرده است؟ چه كسى بر خدا توكّل كرده و خدا بسندهاش نبوده است؟!».
آنگاه على ٧ رفت و ابوذر گفت: سوگند به آن كه جانم به دست اوست، هيچ امّتى كسى را به پيشوايى (يا گفت: به پيروى) نگرفته، در حالى كه در بين آنان، داناتر از او به خدا و دين او بوده، جز آن كه كارشان به سقوط انجاميده است.
ر. ك: ج ١٣ ص ٢٩ (ابوذر غِفارى).