دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥ - ٣/ ٥ ٥ هفتتا و هفتتا تحقق يافته و يكى باقى مانده
كار من، به يكى از دو موضع كشانده مىشدند: يا پيروى مىكردند و مىجنگيدند و در نتيجه، يا كشته مىشدند اگر از جمع، پيروى نمىكردند؛ و يا آنكه يارىام نمىكردند و در اين صورت، با يارى نكردن، چه در يارىام كوتاهى مىكردند و چه از انجام دادن فرمانم سر بر مىتافتند، كافر مىشدند، و خداوند، آگاه است كه جايگاه من نسبت به پيامبر ٦، همچون جايگاه هارون نسبت به موسى ٧ است و در مخالفت با من و يارى نرساندن به من، همان چيزى كه بر قوم موسى ٧ در مخالفت با هارون و ترك فرمانبرىاش فرود آمد، بر اينان روا بود كه فرود آيد.
و من جرعه جرعه خوردنِ غمها و كشيدن آه سرد و ادامه دادن صبر را تا آن هنگام كه خدا گشايش ايجاد كند و يا آنچه را دوست دارد، انجام دهد، براى خودم پر ثوابتر، و براى جمعى كه توصيف كردم، مناسبتر ديدم «و فرمان خدا، همواره به اندازه مقرّر [و متناسب با توانايى] است».
اى برادر يهود! اگر من اين حالت را پاس نمىداشتم و حقّم را مىخواستم، نسبت به آنان كه آن را خواستند، سزاوارتر بودم؛ چون يارانِ درگذشته پيامبر خدا و اينانىكه در اين جا پيش تو هستند، مىدانند كه من نيروى بيشترى داشتم، قبيلهام عزيزتر بود، مردان پا برجاتر داشتم، پُرفرمانبرتر بودم، حجّتم واضحتر بود و در اين دين، پر فضيلتتر و پر اثرتر بودم، به جهت سوابق و خويشاوندى و وراثتم، افزون بر استحقاقم بر حاكميت، به خاطر وصيّتى كه مردم، گريزى از آن نداشتند و بيعت پيشينى كه در گردن آنانى بود كه آن [حاكميّت] را دردست گرفتند.
محمّد ٦ در گذشت و ولايت امّت در دستش و در خاندانش بود و نه در دست آنانى كه حكومت را به دست گرفتند يا خانه آنان. و خاندان او كه خداوند، ناپاكى را از آنان دور ساخت و پاكشان گردانْد پس از او به حاكميت، از همه جهت، سزاوارتر بودند از غير آنان».
آنگاه رو به يارانش كرد و فرمود: «آيا اين چنين نبود؟».
گفتند: چرا، اى امير مؤمنان!
على ٧ فرمود: «و امّا چهارمى، اى برادر يهود! آن كس كه پس از همراهش زمام امور را به دست گرفت، در كارها با من رايزنى مىكرد و طبق نظر من عمل مىكرد و در كارهاى پيچيده، با من گفتگو مىكرد و طبق رأى من عمل مىكرد و نه من و نه ياران من، كسى جز مرا نمىشناسند كه او در مسائل حكومتى با وى گفتگو كرده باشد و پس از او، جز من به كسى در حكومت،