دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٩ - ٣/ ٢ ٢ هرگز با پيامبر خدا مخالفت نكردم
٣/ ٢
نهايت فروتنى به پيامبر
٣/١-٢
من بندهاى از بندگان محمّدم
٣٦٠٩. امام صادق ٧: يكى از عالمان يهود، نزد امير مؤمنان آمد و گفت: اى امير مؤمنان! پروردگارت از كِى بود؟ امام به وى فرمود: «مادرت به سوگت نشيند! كِى نبود تا گفته شود كى بود؟! پروردگارم پيش از پيش، از هنگامى كه پيشى وجود نداشت، بود و پس از پس، هنگامى كه پسى وجود ندارد، خواهد بود. بىنهايت است و براى نهايتش پايانى نيست. در پيشگاه او پايانها پايان مىپذيرند. او نهايتِ هر نهايت است».
وى گفت: اى امير مؤمنان! آيا تو پيامبرى؟
فرمود: «اى واى بر تو! من تنها بندهاى از بندگان محمّدم».
٣/٢-٢
هرگز با پيامبر خدا مخالفت نكردم
٣٦١٠. امام على ٧: سوگند به خدا كه من هيچ گاه با پيامبر خدا مخالفت نكردم و در هيچ كارى او را نافرمانى نكردم. به قدرتى كه خداوند به من داده، در جايگاههايى كه قهرمانان در آنجا مىشكنند و از ترس مىلرزند، جانم را سپر او كردم. سپاس، خدا را!
٣٦١١. امام على ٧: هرگز هيچ سخنى از خدا را رد نكردم و در هيچ چيز با پيامبر ٦ مخالفت نكردم. در همه موارد، جانم را فدايش ساختم وغمهاى بزرگرا از چهره پيامبر خدا